( 1 ) گواهى مىدهم به آنكه نيست خدائى مگر خدا در حالى كه يكتاست نيست شريكى براى او و گواهى مىدهم به آنكه محمّد بندهء اوست و فرستادهء اوست ايمان آوردهام به خدا و به همهء پيغمبران خدا و به همهء آنچه فرستاده شدند « 1 » به آن پيغمبران خدا و آنكه وعدهء خدا حقّ است و رسيدن حساب و عقاب او حقّ است و راست گفته است خدا و رساندهاند پيغمبران همهء احكام او را و جميع ستايش براى خداست كه پروردگار عالميان است و تسبيح مىكنم تسبيحى خدا را هر گاه تسبيح كند خدا را چيزى و چنان كه دوست مىدارد خدا آنكه تسبيح كرده شود و همهء ستايش « 2 » براى خداست هر گاه ستايش كند خدا را چيزى و همچنان كه دوست مىدارد خدا آنكه ستايش كرده شود و نيست خدائى « 3 » مگر خدا هر گاه كه تهليل كند خدا را چيزى و چنان كه دوست دارد خدا آنكه تهليل كرده شود و خدا « 4 » بزرگتر است هر گاه كه بزرگ شمارد خدا را چيزى و چنان كه دوست مىدارد خدا آنكه تكبير كرده شود خداوندا بدرستى كه سؤال مىكنم ترا اوائل نيكوئى را و آخرهاى آن را و راههاى آن را ( 2 ) و پيشىگيرندههاى او و فايدههاى او و بركتهاى او را آنچه رسيده است به دانستن آن علم من و آنچه كوتاه است از شمردن آن فهم من خداوندا طريقهء واضحى قرار ده براى من سببهاى شناخت خير [ خودت ] را و بگشاى براى من درهاى آن را و بپوشان مرا به بركتهاى رحمت خود و منّت گذار بر من به آنكه نگاهدارى مرا از زايل شدن از دين تو و پاك گردان دل مرا از شك و مشغول مساز دل مرا به دنياى من و به سبب زودى زندگانى دنياى من از دير آمدن ثواب آخرت من و مشغول گردان دل مرا به دانستن و نگاهداشتن آنچه را كه قبول نمىكنى « 5 » از من نادانى آن را و آسان گردان براى گفتن حرف خير زبان مرا و پاك گردان دل مرا از ريا و جارى مگردان آن را در همهء بندهاى استخوان من و بگردان عبادت مرا خالص و مخصوص از براى تو خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم به تو از شرّ و بدى و اقسام قبيحها و گناهها همهء آنها ظاهر آنها و پنهان آنها و آنچه به غفلت سرزند از آنها و همهء آنچه اراده نمايد مرا به آن شيطان منع كردهشدهء از رحمت و آنچه
هامش
( 1 ) يعنى ايمان آوردم به همه احكام و آيات و اوامر و نواهى كه به آنها پيغمبران فرستاده شدند . و اللَّه يعلم
( 2 ) يعنى خدا را ستايش مىكنم .
( 3 ) يعنى «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» مىگويم .
( 4 ) يعنى اللَّه اكبر مىگويم يا هر كلمه كه دلالت بر بزرگى خدا كند .
( 5 ) يعنى آنچه را كه قبول نمىكنى و عذر مرا نمىشنوى كه من آن را نمىدانستم .