تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
( 1 ) كرده شده و نه آفتابى نور تابنده و نبوده است در آن وقت شبى تاريك و نه روزى روشن و نه دريائى بزرگ بىكنار و نه كوهى ثابت در جاى خود و نه ستارهء حركت‌كننده و نه ماهى نورانى و نبوده است بادى كه بوزد و نه ابرى كه ببارد و نه برقى كه بدرخشد [ و نه رعدى كه شناور شود ] و نه صاحب حياتى كه نفس كشد و نه مرغى كه پرواز نمايد و نه آتشى كه برافروخته شود و نه آبى كه جارى گردد بوده‌اى تو پيش از هر چيزى و موجود نموده‌اى تو هر چيز را و قدرت دارى بر هر چيز و آفريده‌اى تو بدون ماده‌اى هر چيز را و توانگر كرده‌اى تو هر چيز را و درويش نموده‌اى و ميرانيده‌اى و زنده نموده‌اى تو هر چيز را [ و خندانيده‌اى و گريانده‌اى و بر عرش قرار گرفته‌اى ] پس صاحب خير و بركتى تو اى خدا و بلندى تو توئى خدا كه نيست خدائى مگر تو كه آفريدگارى [ دانائى - يارىكننده‌اى ] ، فرمان تو غلبه‌كننده است و دانش تو جارى است و مكر تو « 1 » تند و برطرف‌كننده است « 2 » « 3 » وعدهء تو راست است [ و سخن تو ثابت است ] و حكم تو عدل است و سخن تو راهنمائى است و وحى تو نور است « 4 » و رحمت تو فراخ است و عفو تو بزرگ است و بخشش تو بسيار است و كرم تو بزرگ است ( 2 ) و دين تو محكم است و قدرت تو حاضر و مهياست و پناه آورندهء به تو غالب است و عقوبت تو سخت است و مكر تو كيدكننده است « 5 » [ توئى اى پروردگار من ] موضع « 6 » هر شكوه‌اى [ و گواه هر در گوشىاى ] توئى حاضر هر مجمعى و منتهى مىشود به تو « 7 » هر حاجتى فرج دهندهء هر غمناكى توانگرى هر درويشى قلعهء هر گريخته‌اى امان دهندهء هر ترسناكى پناه ضعيفانى گنج محتاجانى فرج دهندهء اندوهناكانى يارىكنندهء صالحانى اين است خداى كه پروردگار ماست نيست خدائى مگر او كارگذارى مىكنى [ از بندگانت ] كسى را كه اعتماد كرده است بر تو و توئى پناه دهندهء كسى كه التجا آورده است به تو و زارى
هامش
( 1 ) مراد از مكر خداى تعالى مواخذه نمودن و عقوبت كردن و جزاى عمل بدكاران و مكّاران را دادن است . و اللَّه يعلم ( 2 ) و ممكن است كه عزيب به عين مهمله و زاء نقطه‌دار خوانده شود يعنى و مكر تو پنهان است يعنى مواخذه مىنمائى به آفتها و بلاهاى نهانى . و اللَّه يعلم ( 3 ) يا آنكه سخت و عجيب است . ( 4 ) چه سبب روشنى دلها مىشود . ( 5 ) يعنى مكر تو اين قدر عظيم است كه گويا كيد و دشمنى مىكند . و ممكن است كه مكيد به معنى مكر باشد ، يعنى مكر و مؤاخذه تو مكر است و مكر ديگران در جنب مكر تو چيزى نيست . و اللَّه يعلم ( 6 ) توئى آن كسى كه مردان شكوه مىبرند نزد او . ( 7 ) يعنى همهء حاجتها و مطلبها به تو منتهى مىشود چه هر گاه شخصى از كسى چيزى خواهد و آن شخص چون نيز محتاج است از ديگرى مىطلبد تا آنكه منتهى شود به كسى كه او اصلا محتاج به ديگرى نيست و او جناب اقدس الهى است . و اللَّه يعلم