از صبح و وقت عصر و در آخر روز و در اوّل روز و در ميان روز و در سحرها خداوندا به مهيا كردن تو اسباب را به تحقيق كه حاضر كردهاى تو براى من خلاصى از بلا را و گردانيدهاى مرا از تفضّل خود در حمايت نگاهداشتى خود پس هميشه بودم من در تمامهاى از نعمتهاى تو و در پياپى آمدن احسانهاى تو نگاهداشته شده به حفظ توام در بازداشتن و دفع كردن دشمن تكليف نكردى تو مرا زياده از قدرت من از جهت آنكه نخواستى از من مگر فرمانبردارى مرا پس نيست شكر من و هر چند سعى نمايم از آن در گفتار و مبالغه كنم در كردار آنكه برسد به پستترين حق تو ( 1 ) و نه آنكه برابرى نمايد احسان ترا از جهت آنكه تو خدائى كه نيست خدائى مگر تو نيستى غايب و پنهان نمىشود از تو پنهان از ديگران و پوشيده نمىشود از تو در پنهان خاطرها « 1 » پوشيدهشدهاى و كم نيست « 2 » براى تو در تاريكىهاى پنهانىها كم شده بدرستى كه فرمان تو چنان است كه هر گاه خواهى چيزى را آنكه مىگوئى آن را كه موجود شو پس موجود مىشود خداوندا و از براى توست ستايش مانند آنچه ستايش كردهاى به آن نفس خود را و مثل آنچه حمد كردهاند ترا ستايشكنندگان و تعظيم كردهاند ترا تعظيمكنندگان و به بزرگى ياد نمودند ترا به آن به بزرگى يادكنندگان و بزرگ شمردهاند ترا به آن بزرگ شمارندگان تا به حدّى كه باشد براى تو از من به تنهائى در هر بر همزدن چشمى و كمتر از اين مساوى ستايش ستايشكنندگان و مانند يگانه دانستن انواع اخلاصورزندگان ( 2 ) و مثل درود همهء [ دوستان تو ] تهليل گويان « 3 » و تنزيه نمودن و خشوع و زارى كردن [ دوستان تو ] خداشناسان و مساوى آنچه تو به آن دانا و شناسا و حمد كردهشدهء به آنى در همهء ميان آفريدگان خود از حيوانات و خواهانم من به سوى رحمت تو در ميمنت « 4 » آنچه گويا نمودهاى تو مرا به سبب آن چيز از ستايش كردن تو پس چه آسان است آنچه تكليف نمودهاى تو مرا به آن از ستايش كردن تو و چه بزرگ است آنچه وعده دادهاى تو مرا بر شكرگزارى تو از ثواب آن از جهت آنكه ابتدا نمودهاى به نعمتها از روى تفضّل و بخشش و امر نمودهاى مرا به شكر كردن از روى راستى و عدالت و وعده دادهاى تو مرا چندين برابر و زياده و بخشيدهاى به من از روزى
هامش
( 1 ) يعنى از تو چيزى پوشيده نمىشود كه در خاطرهاى پنهان پوشيده باشد . و اللَّه يعلم
( 2 ) يعنى براى تو چيزى پنهان نيست كه در تاريكىهاى پنهانى گم شده باشد ، يعنى تو همه چيز را مىدانى هر چند كه از نظر ديگران پنهان باشد . و اللَّه يعلم
( 3 ) تهليل ، گفتن كلمهءلا إِلهَ إِلَّا اللَّهُاست .
( 4 ) يعنى به يمن بركت حمد و ستايش تو خواهانم و رغبت دارم به سوى تو . و اللَّه يعلم .