تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
بر نفس خود و بگير دست مرا و دست پدر و مادر مرا و فرزند مرا و رحم كن ما را به شفقت خود اى صاحب بزرگى و بخشش و اى رحم‌كننده‌ترين رحم‌كنندگان . ( 1 ) 12 - و از آن جمله دعائى است از براى مولاى ما حضرت امير المؤمنين عليه السّلام معروف به دعاى حرز يمانى « 1 » . ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه : خبر داده ما را ابو عبد اللَّه حسين بن ابراهيم بن على قمى مشهور به ابن الخيّاط ، گفته كه : خبر داده مرا ابو محمد هارون بن موسى تلعكبرى ، گفته كه : حديث نموده ما را ابو القاسم عبد الواحد بن عبد اللَّه بن يونس موصلى در شهر حلب ، گفته كه : حديث نمود به ما على بن محمّد بن احمد علوى مشهور به مستنجد ، گفت كه : روايت نموده به ما ابو الحسن كاتب ، گفته كه : حديث نموده ما را عبد الرّحمن بن على بن زياد ، گفته كه : روايت نمودند به ما عبد اللَّه بن عبّاس و عبد اللَّه بن جعفر كه روزى در خدمت مولاى ما حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام حاضر بوديم كه حضرت امام حسن عليه السّلام داخل شدند و فرمودند : يا امير المؤمنين مردى به در خانه آمده و اذن مىطلبد كه بر شما داخل شود كه از او بوى مشك مىوزد . پس حضرت فرمود كه : او را اذن ده تا درآيد . ( 2 ) پس مردى داخل شد عظيم الجثّه ، خوش روى ، خوش منظر و جوانى فاضل ، فصيح زبانى كه بر او لباس پادشاهى بود و گفت : « السلام عليك يا امير المؤمنين و رحمة اللَّه و بركاته » بدرستى كه من مرديم از اقصى بلاد يمن و از اشراف عرب از اولاد كسى كه منسوب به شما است و به تحقيق كه در عقب سر خود پادشاهى عظيم و نعمتى كامل را گذاردم و بدرستى كه من در راحت و زندگانى بسيار خوب و فراخ روزى و صاحب ثروت و املاك بسيار بودم كه بر من كارها دشوار و سخت شده است و زمان‌ها مرا به تنگى مبتلا ساخته و از براى من دشمنى پركينه است كه بر من كار را دشوار نموده است و غلبه نموده است بر من به سبب بسيار اعوان و انصار خود و توانائى جماعت يارىكنندگان او و كثرت جمعيت او و به تحقيق كه بر من چاره كم شده است و بدرستى كه من در شبى از شب‌ها خوابيده بودم در خواب ديدم كه مرا شخصى آمد پس به من گفت آنكه : برخيز و بشتاب به سوى بهترين خلق خدا بعد از پيغمبر يعنى امير المؤمنين على بن ابى طالب صلوات اللَّه عليهما و على آلهما و از آن حضرت سؤال كن آنكه به تو دعائى را تعليم نمايد كه او را حبيب خدا و بهترين و برگزيده‌ترين خلق او محمّد بن عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه و آله تعليم نموده است . پس بدرستى كه در آن دعا اسم اعظم خداست ، پس آنگاه اين دعا را بر دشمن شديد العداوة خود بخوان . پس يا امير المؤمنين بيدار گشتم و متوجّه به كارى نگشتم تا آن كه به سوى تو آمدم و چهار صد غلام همراه دارم و خدا را و رسول او را و شما را شاهد مىگيرم به آنكه همگى ايشان آزادند و من ايشان را در راه خدا جلّت عظمته آزاد نمودم و به تحقيق كه يا امير المؤمنين از راهى دور و دراز و از شهرى بعيد نزد شما آمده‌ام و به تحقيق كه بدن من لاغر شده است و جثهء من باريك گشته است . پس يا امير المؤمنين به حق تفضّل تو ( 3 ) و به حق پدرى و خويشى بر من منّت گذار و به من آن دعائى را تعليم نماى كه من در خواب ديدم و مرا آن شخص هاتف امر كرد به آنكه به سوى تو كوچ نمودم . پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند كه : چنين باشد ترا تعليم مىنمايم إن شاء اللَّه و دوات و كاغذى را طلب نمودند و از براى او اين دعا را نوشتند و دعا اين است :
هامش
( 1 ) اين دعا به دعاى سيفى مشهور است .
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 191 | السيد ابن طاووس / الطبسي