( 1 ) ابتدا مىكنم بنام خداى بخشندهء مهربان خداوندا توئى پادشاه ثابت آنكه نيست خدائى مگر تو توئى پروردگار من و من بندهء توام كردهام بدى بسيار را و ستم نمودهام نفس خود را و اقرار كردهام به گناه خود و نمىآمرزد گناهان را مگر تو پس بيامرز مرا [ اى بسيار بخشنده و بسيار سپاسگزار ] خداوندا بدرستى كه من ستايش مىكنم ترا و تو براى ستايش سزاوارى بر آنچه مخصوص ساختى مرا به آن از بخششهاى بسيار نفيس « 1 » و آنچه رسيده است به من از احسان تو كه كامل است و آنچه عطا نمودهاى به من آن را از نيكوئى تو به سوى من و جاى دادى تو مرا به آن از جايگاه عدالت و رسانيدى به من از نعمت خود كه رسيده است به سوى من و از دفع گردانيدن تو بلاها را از من و توفيق دادن تو « 2 » مرا و برآوردن مر دعاى مرا در هنگامى كه مناجات نمايم ترا در حالى كه طلبكنندهام ( 2 ) و مىخوانم ترا در حالى كه ستم رسيدهام و سؤال مىكنم ترا پس مىيابم ترا در جايها و موضعها همهء آنها براى من اصلاحكننده و در كارها يارىكننده [ نگهبان ] و براى گناهان من آمرزنده و از براى عيبها و قبيحها من پوشاننده و آنكه نيافته باشم من ( يعنى هميشه يافتم ) نيكوئى ترا يك چشم بر هم زدنى از وقتى كه « 3 » فرود آوردهاى مرا در خانهء امتحان ( يعنى دنيا ) تا آن كه ببينى كه چه چيز پيش مىفرستم به سوى تو از براى خانهء آرامگاه خودم ( يعنى آخرت ) . پس من آزار كردهء توام از همهء آفت و بلاها و مصيبتها در سختىها و از اندوههائى كه حمله كردند مرا در آنها حزن و دلگيريها به تيرهاى « 4 » انواع بلا و از برگشتن تعب و مشقّت قضا به ياد نمىآورم از تو مگر نيكوئى و شفقت را و نمىبينم از تو غير از زيادتى نعمت را نيكوئى تو مرا فرو گرفته است و زيادى بخشش تو بر من پياپى است و نعمتهاى تو نزد من پيوسته و پيشىگيرنده است . ثابت و موجود نساختى « 5 » ترس مرا بلكه راست كردى تو اميد مرا « 6 » و رفاقت
هامش
( 1 ) كه خواهش كنند و رغبت نمايند به سوى آن همه كس .
( 2 ) توفيق مهيا نمودن اسباب از براى مطلوب خير است .
( 3 ) يعنى از وقتى كه موجود نمودى مرا و به دار دنيا فرستادى .
( 4 ) معاريض جمع معراض است و آن تيرى است بىپر كه هر دو طرف آن باريك و وسط آن قوى است و انداخته مىشود و مىرسد از جانب پهنا و در اين مقام مراد مطلق تير است .
( 5 ) يعنى موجود و وارد نساختى بر من آن مصيبتها و بلاهائى را كه مىترسيدم و از آنها حذر مىنمودم ، يا آن كه متحقّق نساختى ترسيدن مرا از آن كه نرسد به من نعمتهاى تو بلكه اميدوارى مرا راست كردى . و اللَّه يعلم
( 6 ) بلكه راست آوردى و متحقّق ساختى آنچه را كه اميد داشتم و مىخواستم آن را و حاجتهاى مرا برآوردى . و اللَّه يعلم