( 1 ) به بركت آن ماه و مملوّ شدند به بركت آن درياها و ايستادهاند به بركت آن كوهها و به آن نام كه بپاى ايستادهاند به بركت آن عرش و كرسى و به حقّ آن نامهاى پاكيزهء پنهان كردهشدهها در خزانه ، سپردهشدهها در علم پنهان نزد خدا و به آن نام كه نوشته شده است بر برگ درخت زيتون پس انداخته شد « 1 » در آتش پس نسوخت و به حقّ آن نام كه روان شد به بركت آن خضر كه بر او باد سلام بر روى آب پس تر نشد پاهاى او و به آن نام كه گشوده مىشود به بركت آن درهاى آسمان و به بركت آن جدا ساخته مىشود « 2 » هر كار تقدير و حكم كرده شده و به آن نام كه زد « 3 » به بركت آن موسى عصاى خود را به دريا پس آب شكافته شد پس هر قطعهاى از آن مثل كوه بسيار بزرگ گرديد و به آن نام كه عيسى پسر مريم به بركت آن را مرده را زنده مىنمود و به بركت آن كور مادرزاد و پيس را به اذن خدا شفا مىداد و به آن نامها كه مىخوانند به آن نامها خدا را « 4 » جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل ( 2 ) و عزرائيل و حاملان عرش و مقربان از فرشتگان و كسى كه باشد در حولى و دور ايشان از فرشتگان و جماعتى كه لطيف « 5 » و صف كشندگان « 6 » و تسبيحكنندگانند و به حقّ نامهاى خدائى كه فراموش نمىشود و به حقّ ذات خدا كه كهنه نمىشود و به نور خدا كه خاموش نمىشود و به غلبهء خدا كه سست نمىگردد « 7 » و به توانائى خدا كه ستم رسيده نمىشود و به پادشاهى او كه بر طرف نمىگردد و به قدرت او كه تغيير نمىيابد و به آن عرش كه حركت نمىكند « 8 » و به آن كرسى كه زايل نمىشود و به آن چشم كه نمىخوابد و به آن بيدارى كه فراموش نمىكند و به حقّ آن زندهاى كه نمىميرد ،
هامش
( 1 ) اشاره است به حكايت حضرت ابراهيم عليه السّلام .
( 2 ) اشاره است به قول خداى تعالى كه فرمودهاند «فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ» يعنى در شب قدر همهء قرآن به بيت المعمور دفعهء نازل شده است كه جدا ساخته و بيان كرده مىشود هر حقّى را از باطل ، يا آن كه در شب قدر بيان كرده و فيصل داده مىشود هر كارى كه در آن سال حكم كرده شده و تقدير نموده شده است از حقّ و باطل و قسمت ارزاق و موعد اجلها و بلاها و منافع و مضارّ و پستى و بلندى و ساير امورى كه قابل زياده و نقصان باشد ، و امام عصر را بر آنها اعلام و مطّلع مىسازند . و اللَّه يعلم
( 3 ) اشاره به حكايت موسى عليه السلام است .
( 4 ) يعنى تسبيح مىكنند .
( 5 ) مراد از روحانيّون ملائكهاند كه از جهت لطافت ايشان را روحانيون گويند ، يعنى جماعتى كه شبيهاند به روح به معنى نسيم ، و بعضى به ضمّ « راء » خواندهاند يعنى جماعتى كه مشابهت دارند به روح انسان در لطافت - و اللَّه يعلم - .
( 6 ) يعنى فرشتگانى كه صف مىكشند در حول عرش يا آن كه مىگسترانند بالهاى خود را در زير عرش يا از براى تسبيحكنندگان . و اللَّه يعلم
( 7 ) يا آن كه مقصود كسى نمىشود يعنى به آن كسى نمىرسد واحد آرزوى آن مرتبه نمىتواند نمود . و اللَّه يعلم
( 8 ) يعنى از جاى خود به مكان ديگر نمىرود .