تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
( 1 ) پس روشن گرديده و بر ماه پس نورانى و صاحب روشنى شده و بر زمين پس قرار گرفته و بر كوهها پس ثابت گشته‌اند و بر بادها پس پراكنده نموده‌اند اشياء را و بر ابرها پس باريده‌اند و بر فرشتگان پس تسبيح گفتند و بر انس و جن پس اطاعت نمودند و بر مرغان و مورچه‌ها پس سخن گفتند « 1 » و بر شب پس تاريك شد و بر روز پس روشن گشت و بر هر چيزى پس تسبيح گفت و به حقّ آن نامى كه قرار گرفتند به بركت آن زمينها بر مكان خود ، و كوهها بر جايهاى خود ، و درياها بر كنارهاى خود ، و درختان بر ريشه‌هاى خود ، و ستاره‌ها بر مدارهاى خود و آسمانها بر بناى خود به حقّ نامى كه برداشتند فرشتگان عرش خدا را به قدرت پروردگار خود و به حقّ آن نام بسيار پاكيزه دائمى مقدّم بر همه چيز ( 2 ) صاحب اختيار جبركنندهء ( يا صاحب جبروت ) صاحب كبرياء بزرگ بسيار بزرگ غلبه‌كنندهء حفظكنندهء « 2 » پادشاه بسيار صاحب قدرت سپاس كرده‌شدهء صاحب شرف ، مقصود در حاجتها ، يكتاى ، يگانهء ، بزرگ ، [ بزرگ داشته شده ] بسيار بلند مرتبه و به حقّ آن نام كه در خزانه گذاشته‌شدهء پنهان كرده‌شدهء در علم اوست و فرا گرفته است عرش او را پاك پاكيزهء مبارك بسيار پاكيزهء سالم از همه عيبها و نقصها و امان دهندهء « 3 » حفظكنندهء جبركنندهء « 4 » صاحب كبرياء « 5 » تقديركنندهء آفرينندهء ، صورت بخشندهء ، پيش از همهء چيزها بعد از همهء اشياء ، هويدا ، « 6 » پنهان ، « 7 » موجود پيش از هر چيزى و ايجادكنندهء هر چيزى را و موجود بعد از نيست شدن هر چيزى است ، هميشه بوده و خواهد بود و بر طرف نمىشود و تغيير نمىيابد ، روشنى است « 8 » در روشنى و نورى است بر نور و نورى است بالاى هر نور و نورى است كه
هامش
( 1 ) اشاره است به سخن گفتن مرغان با داود و سليمان و حرف زدن مورچه با سليمان و حكايت آنها مشهور است . و اللَّه يعلم ( 2 ) بعضى گفته‌اند كه مهيمن است يعنى قائم است به امور خلايق و اجلهاى ايشان و رزقهاى ايشان ، و بعضى گويند كه به معنى گواه است به آن چه صادر مىشود از خلق از افعال و اقوال ، بعضى گويند كه به معنى نگاهبان و حفظكننده است ، و بعضى گفته‌اند كه به معنى امين است يعنى ضايع نمىشود نزد او حقّ كسى . و اللَّه يعلم ( 3 ) از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه خداى تعالى را مؤمن مىگويند از جهت آن كه ايمن مىگرداند از عذاب خود كسى را كه او را اطاعت كند . و اللَّه يعلم ( 4 ) يعنى جبركننده است خلايق را بر آن چه مىخواهد ، يا آن كه اصلاح مىكند شكستگى حال مخلوقات را ، يا آن كه صاحب جبروت و عظمت است . و اللَّه يعلم ( 5 ) يعنى تكبّر نموده از حاجت و نقص يا آن كه بر متكبران و سركشان از خلق خود تكبّر مىكند . و اللَّه يعلم ( 6 ) يعنى دلايل و براهينى كه دلالت مىكنند بر وجود و وحدانيّت او ظاهر و هويدا است . و اللَّه يعلم ( 7 ) يعنى پنهان از نظر خلايق ، يا آن كه كنه ذات او از ادراك و عقل مخلوقات پنهان است ، يا آن كه چيزهاى پنهان در خاطرها و دلها را مىداند . و اللَّه يعلم ( 8 ) مراد از نور در نور و بر نور آن است كه آن قدر روشن و ظاهر است كه گويا در اندرون او و داخل او نور ديگر است و همچنين بر روى او و بر بالاى او نورى ديگر وارد شده است . و اللَّه يعلم
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 156 | السيد ابن طاووس / الطبسي