تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
( 1 ) 18 - دعائى است كه آن را جبرئيل عليه السّلام به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله تعليم نموده . ابن طاوس گويد : اين دعا را در كتاب كهنه‌اى يافتم كه تاريخ نوشتن آن زياده از دويست سال بود تا به تاريخ سنهء ششصد و پنجاه ، كه زمان ابن طاوس بود كه در آن نوشته بود : آن كه جبرئيل عليه السّلام به خدمت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله آمد و با او بود ميكائيل و اسرافيل عليهما السّلام و گفتند : يا رسول اللَّه به درستى كه خداى تعالى ترا و امّت ترا در دنيا و آخرت به اين نامها كرامت نموده است . پس خوشا به حال تو و امّت تو . كسى كه خداى عزّ و جلّ او را توفيق دهد آن كه اين دعا را بخواند ، پس به درستى كه اين دعاى بزرگ جليل القدرى است و اين گنجى از گنجهاى عرش است و در اين دعا همهء نامهاى پروردگار جلّ جلاله داخل است كه خداى تعالى به بركت آنها خلق نموده است همهء خلايق و اهل آسمانها و زمين‌ها و بهشت و دوزخ و آفتاب و ماه و ستاره‌ها و كوهها را ( 2 ) و آنچه را كه در بيابان و در دريا از چهارپايان و حشرات و جانوران وحشى و درختان باشد و آنچه در درياها باشد از مخلوقات و عجائبى كه نمىداند آنها را به غير از آن كه ايشان را خلق نموده است . و ملائكه گفتند كه اين دعا را به احدى ياد مده مگر به خوبان از امّت خود از جهت آن كه در حكم خدا و علم او آن جارى شده است كه او حاجت كسى را مستجاب گرداند كه اين دعا را يك مرتبه بخواند و اين دعا به دعاى مبارك مشهور است و دعا اين است : ( 3 ) خداوندا به درستى كه من سؤال مىكنم ترا به حقّ نام تو « 1 » كه هر گاه ذكر كرده شوى تو به آن نام اضطراب مىكند از جهت آن آسمانها و شكافته مىشود از جهت آن زمينها و پاره پاره مىگردد از ترس آن ابرها و شقّ مىشود از خوف آن كوهها و جارى مىشود از جهت آن بادها و كم مىگردد از جهت آن درياها و حركت مىنمايد از جهت آن موجها و فرو مىروند ( يعنى بر طرف مىشوند ) از بيم آن نفسها و مىترسند از آن دلها و مىلغزند از جهت آن قدمها و كر مىشوند از جهت آن گوشها و حيران و باز مانده مىگردند از جهت آن چشمها و پست مىشوند از جهت آن آوازها و فروتنى مىنمايند از براى آن نام گردنها و بپاى مىايستند از براى آن روحها و سجده مىنمايند براى آن فرشتگان و تسبيح مىكنند [ پاكيزه مىشوند ] براى او « 2 » و اضطراب مىكنند براى او پهلوها « 3 » و حركت مىكنند براى او عرش ( يا حملهء آن ) و اطاعت مىكنند براى او مخلوقات و به حقّ آن نام كه گذاشته شده است بر بهشت پس نزديك گردانيده شده است « 4 » و بر جهنم پس افروخته گشته است و بر آتش ( 4 ) پس شعله‌ور گشته است و بر آسمان پس قرار گرفته و ايستاده است بدون ستونى و نه پايه‌اى و بر ستارگان پس صاحب زينت گشته‌اند و بر آفتاب
هامش
( 1 ) مراد از اسمهائى كه در اين دعا واقع شده ذات و صفات خداى تعالى است . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى فرشتگان . ( 3 ) يا رگهاى گردن و بر هر تقدير كنايه از شدّت خوف و ترس است . ( 4 ) يعنى پس نزديك گردانيده شده است رسيدن به نعمتهاى آن يعنى در آن انتظار نمىباشد ، چنانچه در احاديث وارد شده كه در بهشت هر كس هر چيز اراده نمايد و خواهد همان لحظه از براى او مهيّا و حاضر مىشود ، يا آن كه نزديك رسيده است وصول او براى مؤمنين چه مدت حيات و بقاى دنيوى نسبت به راحت و زندگانى دايمى أخروى قدرى ندارد و در اندك زمانى به سر مىرسد . و اللَّه يعلم