تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
( 1 ) خداوندا قوّت ده ما را به يارى خود و محافظت نما ما را به نگاهداشت خود و برسان ما را « 1 » به محل رسيدن چنگ در زنندگان به قوّت تو و پناه آورندگان به سايهء تو . ب : حضرت عسكرى عليه السّلام در قنوت خود اين دعا را نيز خواندند و مردم قم را امر به اين نمودند چون از موسى « 2 » بن بغى نزد آن حضرت شكوه نمودند : همه سپاس مر خداى راست از جهت شكر كردن مر نعمتهاى او را و از جهت خواستن « 3 » مر زيادتى نعمتهاى او را و از جهت خالص بودن ( يعنى دعا و عبادت ) از براى خدا و به استعانت او نه غير او و از جهت پناه بردن به او از كفرورزيدن به او و از شريك قرار دادن در بزرگى او و در جبروت او سپاس كسى كه مىداند كه آنچه به اوست از نعمتها پس از جانب پروردگار اوست و آنچه رسيده است به او از عذاب پس به سبب بدى كردار دست اوست و رحمت فرستد خداى بر محمّد كه بندهء اوست و فرستادهء او و برگزيدهء اوست از خلق او و وسيلهء مؤمنان است به سوى رحمت خداى و بر آل او كه پاكان و متولّى امر اويند . خداوندا بدرستى كه تو خوانده‌اى ( يعنى خلايق را ) به سوى احسان خود « 4 » و امر نموده‌اى تو ( يعنى مردم را ) به خواندن ترا مردمان « 5 » و ضامن‌شده‌اى تو بر آوردن دعا را از براى بندگان خود و نااميد نمىگردانى كسى را كه جزع نموده به سوى تو به خواهش خود ( 2 ) و قصد نموده و روى آورده به سوى تو به مطلوب خود و بر نمىگردد دست طلب‌كنندهء خالى از بخشش‌هاى تو و نه نااميد از بزرگ عطيه‌هاى تو و كدام مسافرى است كه متوجه گرديده باشد به سوى تو پس نيافته باشد ترا نزديك ، يا كدام فرود آينده‌اى است كه فرود آمده باشد بر تو پس منع نموده باشد او را مانعهاى ردكنندهء از نزد تو بلكه كدام جوينده و تفتيش‌كنندهء « 6 » از احسان تو است « 7 » كه سيراب نكرده باشد او را سيلاب
هامش
( 1 ) يا آن كه ببخش به ما بخششى را كه از براى چنگ‌درزدگان به حبل تو است . و اللَّه يعلم ( 2 ) موسى بن بغى از جماعت تركان بود و از امراى مهتدى و معتمد خلفاى بنى عباس بود و حكومت بلدهء قم را به او داده ظلم بسيار نمود و بغى پدر او نيز يكى از امراى خلفاى بنى عباس بود . و اللَّه يعلم ( 3 ) اشاره است به قول خداى تعالى كه فرموده‌اند : ولَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْيعنى : و اگر شكرگزارى نمائيد هر آينه زياده مىگردانيم به شما نعمتهاى خود را . و اللَّه يعلم ( 4 ) اشاره است قول خداى تعالى كه فرموده‌اند :ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْيعنى : بخوانيد مرا تا آن كه برآورم حاجت شما را . و اللَّه يعلم ( 5 ) اشاره است به قول خداى تعالى كه فرموده‌اند :وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِيعنى : و سؤال نماييد خداى تعالى را از احسان او . و اللَّه يعلم ( 6 ) « احتفار » در اصل كندن چاه و پيدا نمودن و تفتيش كردن آب است . و اللَّه يعلم ( 7 ) پوشيده نماند لطف تشبيهات و استعارات و ترشيحاتى كه در اين دو فقره است زيرا كه احسان و بخشش خداى تعالى را به آب تشبيه نموده‌اند . و اللَّه يعلم