( 1 ) به سبب آن همهء زندهها را و جمع نمودهاى تو به سبب آن هر پراكندهاى را و پراكنده نمودهاى به سبب آن هر مجتمعى را و تمام نمودهاى به سبب آن حجّتها را « 1 » و نمودهاى تو به سبب آن علامتهاى بزرگ را و قبول توبه نمودهاى به سبب آن بر توبهكنندگان و باطل نمودهاى به سبب آن كردار فسادكنندگان را پس گردانيدهاى تو كردار ايشان را باطل « 2 » و پراكنده و هلاك نمودهاى تو ايشان را هلاك نمودنى سؤال مىنمايم ترا آن كه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل محمّد و آن كه بگردانى پيروان مرا از آن جماعتى كه متحمّل شدند « 3 » گواهى را پس راست گفتند و طلب كرده شدند به سخن گفتن پس تكلم نمودند در حالى كه بودند ايمن از عقوبت و بودند صاحبان امانت .
خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم از تو از براى شيعيان توفيق اهل راهنمائى را و كردارهاى اهل يقين را و نصيحت پذيرفتن اهل توبه را و ارادهء جزم اهل صبر را و پرهيزگارى اهل پارسائى را و پنهان نمودن ( ايمان خود را ) تصديقكنندگان « 4 » تا آن كه بترسند از تو خداوندا ترسيدنى كه باز دارد ايشان را از گناهان تو و تا آن كه عمل نمايند به طاعت تو از جهت آن كه برسند به بخشش تو ( 2 ) و تا آن كه نصيحت نمايند از براى تو و در امر تو از جهت ترس از تو و تا آنكه خالص سازند از براى تو نصيحت در بازگشت به سوى ترا از جهت دوستى تو پس ثابت نمائى تو براى ايشان دوستى خود را كه لازم نمودهاى براى توبهكنندگان و تا آن كه اعتماد نمايند بر تو در امرهاى خود همهء آنها از جهت حسن اعتقاد به تو ، و تا آن كه باز گذارند به سوى تو امرهاى خود را از جهت اعتماد نمودن به تو ، خداوندا رسيده نمىشود طاعت تو « 5 » مگر به توفيق دادن تو « 6 » و رسيده نمىشود پلهاى از پلّههاى خوبى مگر به استعانت تو . خداوندا اى صاحب روز جزا اى دانا به پنهانىهاى در سينههاى عالميان ، پاك گردان زمين را از نجاست اهل شرك و گنگ گردان دروغگويان را از سخنان ايشان كه بستهاند بر رسول تو بهتان را . بار خدايا
هامش
( 1 ) يعنى پيغمبر و ائمّه عليهم السلام
( 2 ) « هباء » در اصل به معنى ذراتى است كه متفرق در هوا مىباشند و در اين مقام كنايه از باطل شدن است .
( 3 ) يعنى آن جماعتى كه متحمل گواهى شدند در بارهء امامت و خلافت از پيغمبر كه بعد از آن حضرت بايد كه جانشين و خليفهء او چه شخص باشد و كتمان شهادت خود ننموده راست گفتند و چون طلب نموده شدند به سخن گفتن تكلّم نمودند و هر يك آنچه از پيغمبر شنيده بودند مذكور ساختند ، مثل سلمان و ابو ذر و عمار و مقداد و غير ايشان . و اللَّه يعلم
( 4 ) يا راستگويان چه « صدّيق » به تشديد دال به معنى بسيار راستگوى و تصديقكننده هر دو آمده است ، يعنى و سؤال مىكنم ترا از براى شيعيان خود كه ايمان خود را از مخالفان كتمان كنند ، يعنى طريقهء تقيّه را پيشنهاد خود گردانند چنانچه واقع شده كه « التّقيّة ديني و دين آبائي » . و اللَّه يعلم
( 5 ) يعنى كسى نمىرسد به طاعت تو .
( 6 ) توفيق مهيا نمودن اسباب است از براى مطلوب خير .