تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
( 1 ) تضرّع نموده باشد به سوى تو غير منقطع است و به تحقيق كه ساكت شده است « 1 » پارسايى و بسيار شديد گشته بيچارگى و عاجز گشته‌اند از صبر نمودن اهل انتقام [ انتظار ] و توئى خداوندا به كمين‌گاه از هر مكركننده‌اى ، خداوندا و غير ترك‌كننده‌اى تو « 2 » با وجود مهلت دادن ، و پناه آورندهء به تو ايمن است « 3 » و خواهش دارندهء به سوى تو نفع برنده است و قصد نماينده خداوندا مر در رحمت ترا به سلامت است خداوندا پس تعجيل به عذاب نماى كسى را كه به تحقيق صاحب سنّ بسيار شده است در سركشى نمودن خود و مستمرّ گشته است بر نادانى او مر عاقبت خود را در كفرورزيدن خود و بطمع انداخته است او را حلم تو از او در رسيدن به ارادهء خود پس او تعجيل مىنمايد در رسانيدن به سوى دوستان تو بدىهاى خود را ، و مىرساند به ايشان قبيح‌هاى از عقوبت‌هاى مهيا كرده‌شدهء خود « 4 » و اراده مىنمايد ايشان را در جاىهاى ايشان به آزار رسانيدن خود . بار خدايا بر طرف نماى عذاب را از مؤمنان و بفرست آن را آشكارا « 5 » بر ستمكاران . خداوند دور گردان عذاب را از پناه برندگان و فرود آور آن را بر دروغگويان . خداوندا پيشى گير طايفه حق را به يارى نمودن و پيشى گير مددكاران ستمكار را به شكستن پشت آنها خداوندا فيروزى ده ما را به شكر كردن و ببخش به ما يارى نمودن را و پناه ده ما را از بدى آغاز وجود و از بدى عاقبت و از حيله و مكر . ( 2 ) ب : و آن حضرت عليه السلام در قنوت خود اين دعا را خواندند : اى آن كه يگانه است به پروردگارى ، و يكّه است در يگانگى ، اى آن كه روشن شده است به نام او روز و نورانى است به او نورها و تاريك گشته به امر او تاريكى شب و باريده است به سبب باران او [ به سبب علم او ] باران تند جارى ، « 6 » اى آن كه خوانده‌اند او را بيچارگان پس اجابت نمود ايشان را ، و پناه برده‌اند به سوى او
هامش
( 1 ) يعنى و به تحقيق كه جماعتى منع نموده شده‌اند كه خود از ضرر دشمن احتراز مىكنند و مردمان را از ضرر دشمن احتراز مىفرمايند و ايشان را از معاونت و يارى كردن دشمن و از مرتكب شدن محذورات نهى مىفرمايند . ما حصل آن كه ممنوع گشتند جماعتى كه نهى كنند مردمان را از منكر و بترسانند ايشان را از معصيتهاى الهى . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى تو عذاب نمودن و عقاب كردن ظالمان و كافران را ترك نمىنمائى هر چند كه تو ايشان را در دار دنيا مهلت داده‌اى و عذاب نمودن ايشان را از جهت مصلحتى تأخير نموده‌اى . و اللَّه يعلم ( 3 ) يعنى پناه آورندهء به سوى تو از مكر و حيلهء دشمنان و از عقوبت ايشان ايمن است ، يا آن كه از عقوبت و عذاب تو ايمن است . و اللَّه يعلم ( 4 ) « مراصد » جمع مرصد است و آن موضعى است كه شخص عقوبتى را براى كسى مهيّا نمايد و بر صدد آزار او درآيد . و اللَّه يعلم ( 5 ) مخفى نماند كه نزول عذاب هر گاه به علانية باشد رسوائى و فضيحت او بيشتر خواهد بود از وقتى كه پنهانى وارد شود . ( 6 ) يعنى بارانى كه مثل سيل بر روى زمين جارى باشد يا آن كه بارانى كه سبب جريان سيل بر روى زمين شود . و اللَّه يعلم
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 115 | السيد ابن طاووس / الطبسي