همين مناسبت مىنويسد : خواندن اشعار بدون كاربرد فنون خوانندگى و نوازندگى مباح است .
در باره مسألهء دوم نيز مىنويسد : حداهاى و هويى است كه سبب مىشود شتران تندتر و بيشتر بروند و غنا در حدا نيز روا نيست .
بخش بعدى كتاب نظر اهل سنّت در باره موسيقى است مؤلف در اين باب قسمتهايى از سخنان مرحوم علامه امينى را نقل مىكند .
در بخش ديگر ، سخنان محمد بن محمود آملى از علماى قرن هفتم و از معاصران علامه حلى را در بارهء واقعيت موسيقى مىآورد . ( ص 145 146 ) .
در آخرين قسمت جلد اوّل ، سخنان على شريعتى را در بارهء غنا و موسيقى نقل مىكند و بتفصيل در ردّ و ابطال آن بحث كرده و از آيات قرآن ، سخنان معصومان و انظار مفسران كمك مىگيرد .
جلد دوم كتاب به دلالت آيات قرآن بر حرمت موسيقى و راز تحريم آن اختصاص دارد . نويسنده محترم بتفصيل به آيات زير براى حرمت موسيقى استدلال كرد است : لقمان / 6 ، حج / 31 ، فرقان / 72 ، جمعه / 11 ، نجم آيات 59 61 .
در پايان جلد دوم نويسنده بتفصيل در بارهء شعر پژوهيده و سخنان گروهى از مفسران و عالمان اسلامى را در اين باره گزارش كرده و به تفسير آيات قرآن پرداخته اين گونه نتيجه گرفته است : شعر خويشاوندى نزديكى با موسيقى دارد ، چه هر دو انسان را به خيالبافى و گريز از واقعيت مىكشانند و وى را دچار اوهام مىكنند اما چون تأثير موسيقى در اين زمينه قهرى است خداوند متعال آن را حرام دانست و با شدتْ مؤمنان را از آن بازداشت و از آن روى كه شعر تأثير كمترى دارد و تأثير قهرى و جبرى بر انسان نمىگذارد در
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي ) — صفحة 2156
مساهمون: مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )
ص٢١٥٦