غنا همين است ؛ يعنى صدايى كه انسان را به سمت نوع تخيّلات كاذب مىكشاند و با تزويرى كه دارد شنونده را در درياىِ سبك سرى ، خفّت عقلى ، بى خردى غرق مىسازد و وى را از رويا رويى با واقعيات باز مىدارد . از اين روى حرمت غنا عام است و به آن دسته از صداهايى كه ويژهء مجالس فسق و فجور است اختصاص ندارد بلكه هر آوازه يا نواخته اى را كه حالت ساختگى در انسان پديد آورد شامل است و ديگر نيازى نداريم براى تعريف غنا به كتابهاى لغت روى آورده و در باره معناى لغوى غنا جستجو كنيم .
در مسألهء دوم مؤلف محترم به نقد اين سخن مىپردازد كه « غنا » از مقولهء كلام است و سخت بر اين نظر مىتازد .
در مسأله سوم نظريه فيض كاشانى و محقق سبزوارى را مىآورد كه براى غنا حرمت ذاتى قائل نبودند و آن را به نقد مىكشد و در پايان سخن محقق اردبيلى را كه در مرثيهء امام حسين عليه السلام غنا را جايز مىشمارد ، خرده مىگيرد و آن را دور از انصاف دانسته است .
در مسأله چهارم تفاوت ميان حسن صوت و غنا را توضيح مىدهد و حسن صوت را داراى پنج ويژگى مىداند كه در غنا نيست .
مسألهء پنجم را در دو بخش سامان مىدهد :
1 . تحقيق در بارهء خوانندگى زن آوازه خوان در مراسم عروسى زنان .
2 . آيا حُدا جايز است ؟ در مسألهء اوّل ضمن نقل ، نقد و بررسى سخنان گروهى از فقيهان نتيجه مىگيرد كه غنا در مراسم عروسى زنانه روا نيست و در اين باره مؤلف محترم سعى بليغ مىكند كه طرفداران حرمت آن را بسيار نشان دهد و جواز آن را نظريه اى شاذ جلوه دهد و مىكوشد تا قول آن دسته از فقيهان را كه آن را جايز مىشمارند بر خواندنِ اشعار حمل كند . به
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي ) — صفحة 2155
مساهمون: مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )
ص٢١٥٥