شدند . در زمان خلفاى عباسى نيز همين شيوه ادامه يافت .
مؤلف در اين بخش به طور نسبى از منابع متعدد و معتبر خوب بهره برده است .
بى شك غنا در اسلام مذمت شده است ؛ مفسران و قرآن پژوهان آن را مصداق لهو و باطل دانستهاند و فقيهان شهادت « مغنّى » را نامقبول ، در بخش فلسفهء حرمت غنا نويسنده به طور فشرده آن را بررسى مىكند . خلاصهء سخن وى آن است كه گرچه غنا سودهايى دارد ؛ نشاط مىآفريند ، به گاه نبرد شجاعت زاست ، اندوه را مىزدايد و . . . ليكن مفسده هاى مهمترى در پى دارد . افزون بر اينكه مصلحت و مفسدهء غنا را نبايد جدا از اسباب و علتهاى ديگر احكام و موضوعات ملاحظه كرد ؛ بلكه بايد آن را به عنوان عضوى از پيكرهء آن مجموعه در نظر گرفت .
مؤلف محترم تعريفهاى مختلفى از غنا گزارش كرده و مىنويسد : قدر متيقن از غنايى كه مشمول روايات است ، صدايى است كه داراى سه ويژگى باشد :
1 . صدا ، نيكو باشد ( الصوت الحسن ) ؛ 2 . با « مدّ » و « ترجيع » همراه باشد ؛ 3 . در روان آدمى حالتى خاص پديد آورد به گونه اى كه انسان را به رقص آورد و به لهو وادارد و زمينهء بى عفتى را در آدمى فراهم آورد .
به همين دليل است كه مرثيه خوانى بر امام حسين عليه السلام و خوانندگى در جنگها براى شجاعت آفرينى در رزمندگان مصداق غنا نبوده و روايات از آنها انصراف دارد .
نويسنده دربارهء حكم غنا يادآور مىشود روا نيست ديدگاه فقهاى شيعه را ناديده بگيريم و بدان كم مهرى كنيم ؛ بويژه فقيهان نزديك به زمان
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي ) — صفحة 2137
مساهمون: مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )
ص٢١٣٧