حرمت غنا فى نفسه كافى دانسته است . پس از آن ادلهء جواز غنا را بررسى كرده و دلالت آنها را ناتمام مىداند ؛ زيرا اولًا ، اضطراب متن دارند و ثانياً ، اگر كسى بگويد غنا فى نفسه حرام نيست و فقط به جهت مقارنات حرام است در پاسخ او بايد گفت : بسيار بعيد است عملى كه في نفسه حرام نيست اين مقدار روايات در حرمت آن وارد شود و هيچ اشاره اى به حرمت آن به جهت مقارنات نشده باشد . ثالثاً ، اين روايات مورد اعراض اصحاب است .
نويسنده سپس به بحث از اجماع پرداخته و گويد : چون اجماع تعبدى نيست تنها به عنوان مؤيد مىتوان به آن استشهاد كرد نه به عنوان دليل .
وى در باب استثناهاى از غنا فقط « زفّ العرائس » را پذيرفته و نوحه سرايى را نيز موضوعاً خارج از غنا مىداند .
در بحث از آلات لهو ، احاديثى كه دلالت بر حرمت آن دارد نقل كرده و نتيجه گرفته است كه استعمال اين آلات در صورتى حرام است كه به صورت لهوى باشد و گرنه حرام نيست خصوصاً كه اين وسائل در زمان صدر اسلام هيچ منفعت حلالى نداشتهاند اما امروز چون منافع ديگرى بر آنها متصور است پس حرمت آنها مخصوص به استعمال لهوى است .
نويسنده مىافزايد : اگر داستان يا شعرى انسان را تحريك به گناه نمايد بعيد نيست به جهت توالى فاسد آن و اينكه مقدمه حرام است ، حرام باشد . همانطور كه داستانهاى پليسى و جنايى كه شنيدن آنها افراد را جسور و جرى بر جنايت و قتل و عصيان مىكند حرام است . فيلمهاى مستهجن و تصاويرى كه نزديك كننده به زنا و موجب اشاعه فحشا مىشوند نيز حرامند ؛ زيرا مصداق واقعى قرب به زنا هستند و قرآن از آن نهى نموده است . رقص نيز چون مصداق لهو است حكم همان را دارد .
احمد عابدى
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي ) — صفحة 2129
مساهمون: مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )
ص٢١٢٩