تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي ) — صفحة 2131

مساهمون:

ص٢١٣١
نكرده است . و در بحث از لهو گويد : حكم حرمت آن روشن است و مهم تعيين صغراى آن است . صغراى آن به نظر مؤلف چنين است : آنچه موجب سقوط انسان در معصيت شود و حيا و عفّت را از بين ببرد و صاحب آن بى باك شده و به آنچه درباره او گفته مىشود بى مبالات گردد . از ص 22 به بعد به بحث از موضوع غنا پرداخته و پس از بيان اينكه بيشترين اختلاف در اينجاست ، از بعضى كه به فقها بى توجهى كرده و نظر افرادى را چون ابن سينا و فارابى و كندى و رازى در مقابل آراى فقهى فقها قرار مىدهند اظهار ناراحتى و شكوه كرده است ؛ زيرا روشن است كه در فقه نظر فقيه معتبر است و در فلسفه نظر فيلسوف . آنگاه در مقام معرفى موضوع حرمت غنا گويد : امام عليه السلام فرمود : « هر چه مناسب لحن اهل فسوق و عصيان باشد » و اين بهترين تعبيرى است كه براى هر زمان و مكانى مىتواند موضوع را روشن كند بخصوص كه در حديث امام عليه السلام تميز بين حق و باطل را به نظر عرف و خود سائل حواله نمود و پس از اظهار نظر او فرمود : « قد حكمت » و آن را تأييد كرد . بنا بر اين چون شرع اصطلاح خاصى ندارد ، تشخيص موضوع موكول به نظر عرف است و هر صوتى كه مناسب با آلات لهو و رقص و قواى شهوانى باشد مصداق غناست . آنگاه چند تعريف از تعريفات غنا را ذكر كرده و گويد : روشن است كه اينها جامع و مانع نيستند زيرا ممكن است ترجيع و اطراب وجود داشته باشد و در عين حال غنا نباشد و تعريف غنا را به نظر آية اللَّه شيخ محمد رضا اصفهانى نقل كرده و آن را بهترين تعريف مىداند . آنگاه به اين تعريف اشكال مىكند .
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي ) — صفحة 2131 | مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج ) / رضا مختاري / محسن صادقي