و فلاسفه و مجوسيهاى پيش از اسلام همه در زير نقاب تشيّع و با استفاده از اين عنوان در محيطهاى اسلامى ظهور كرده است ! ! . . . » .
اين بود قسمتى از سخنان احمد امين در كتاب فجر الاسلام .
البتّه اگر ملاحظهء حفظ وحدت مسلمين و ترس از گل آلود شدن چشمهء صاف محبّت و برافروختن آتش كينه و دشمنى نبود و گفتار ما مشمول جمله حكيمانه
« لَا تَنْهَ عَنْ خُلُقٍ وَتَأْتِي مِثْلَهُ
؛ رطب خورده منع رطب چون كند ! ؟ » نمىشد به احمد امين ثابت مىكرديم چه كسانى مىخواهند اساس اسلام را در هم بكوبند و اتحاد مسلمين را با عوامل ايجاد تفرقه و نفاق برهم بزنند و سيادت و عظمت آنها را بر باد دهند ؟
هامش
تعبيرات قرآن مجيد مانند « يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ » « بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ » بوده است . درحالى كه كاملًا واضح است كه « دست » در اين موارد به معناى « قدرت » مىباشد ( يعنى قدرت خدا ما فوق همهء قدرتهاست ، او مغلوب و محكوم هيچ حكمى نيست بلكه بر همه غالب و حاكم است ) .
خوشبختانه طرفداران اين عقيده در مسلمانان ، تقريباً منقرض شدهاند ، حتى در گذشته نيز كسى جز پارهاى از افراد سطحى و كاملًا بى مايه طرفدار نداشته است .
آيات مختلف قرآن مجيد كه بزرگترين سند زندهء اسلامى است ( گذشته از دلايل عقلى ) باطل بودن عقيدهء جسميت خدا را با مال وضوح شرح داده است ( براى توضيح بيشتر به كتاب « خدا را چگونه بشناسيم » تأليف « نگارنده » مراجعه شود ) .
. « حلوليان » كسانى بودهاند كه اعتقاد داشتند ممكن است خداوند در بشرى حلول كند و در كتابهاى « ملل و نحل » فرقههاى متعددى براى آنها ذكر نمودهاند « خطابيه ، سبائيه ، حلاجيه ، مغيريه و عذافره » و امثال اينها كه خوشبختانه امروز اثرى از آنها نيست ، در كلمات بعضى از فرق تصوف نيز تعبيراتى كه حاكى از حلول است ديده مىشود ، و در هر صورت ترديد نيست كه اين عقيده جزء عقايد خرافى است و دلايل قطعى دربارهء صفات خدا بطلان اين گونه عقايد را اثبات مىكند .
. « براهمه » يا « برهمائيها » پيروان يكى از مذاهب معروف هندوستان هستند كه مىگويند اين نام از اسم يكى از پيشوايان آنها به نام « برهام » گرفته شده است . اينها اعتقاد به پيامبرى هيچ كس ندارند و اصولًا فرستادن پيامبر را محال عقلى مىشمردند ! پيشوايان آنها خود را مصلحانى قلمداد مىكردهاند كه براى اصلاح جامعه انسانيّت از طرق عقلانى مىكوشيدهاند . بطلان اين عقيده را در كتاب « رهبران بزرگ » تشريح كردهايم .