تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
ما مىخواهيم در مسألهء ازدواج موقّت از فتواى شيعه پيروى كنيم ، آيا مانعى دارد ؟ گفتيم : هيچ مانعى ندارد ! آنها كه ازدواج موقّت را انكار مىكنند ، ولى به « نكاح مسيار » روى مىآورند ، در واقع اسمش را نمىآورند ولى خودش را مىآورند ! آرى « ضرورت‌ها » سرانجام انسان را وادار به پذيرش « واقعيّت‌ها » مىكند ، هر چند نام آن را بر زبان نياورد . بنابراين نتيجه مىگيريم آنها كه اصرار بر مخالفت با ازدواج موقّت دارند ، دانسته يا ندانسته جاده را براى فحشا صاف مىكنند ، مگر اين كه نوع مشابه آن ، يعنى نكاح مسيار را پيشنهاد كنند و به همين جهت در روايات اهل‌بيت عليهم السلام آمده كه « اگر با ازدواج موقّت اسلامى مخالفت نكرده بودند ، هيچ كس آلودهء زنا نمىشد » . « 1 » همچنين آنها كه با سوء استفاده از « ازدواج موقّت » كه براى ضرورت‌ها و نيازهاى واقعى محرومان تشريع شده ، چهرهء آن را در نظرها زشت نشان داده و آن را وسيلهء هوس‌رانى خود ساختند ، آنها نيز جاده را براى آلودگى جامعهء اسلامى به زنا صاف كردند ، و درگناه آلودگان شريك هستند ، چرا كه عملًا مانع استفادهء صحيح از ازدواج موقّت شدند . به هر حال ، اسلام كه يك آيين الهى مطابق با فطرت آدمى است و تمام نيازهاى واقعى انسان‌ها را پيش بينى كرده ، ممكن نيست مسألهء ازدواج موقّت را در برنامه‌هاى احكام خود نگنجانيده باشد ، و همان گونه كه بعداً
هامش
( 1 ) . امام صادق عليه السلام مىفرمايد : « لولا ما نهى عنها عمر ما زنى إلّاشقىّ » ( وسائل‌الشيعه ، جلد 14 ، صفحهء 440 ، حديث 24 ) . در كتاب اهل سنّت نيز اين حديث به طور گسترده آمده است . قال على عليه السلام : « لو لا ان عمر نهى عن المتعه ما زنى الّا شقىّ » ( تفسير طبرى ، جلد 5 ، صفحهء 119 ؛ تفسير درالمنثور ، جلد 2 ، صفحهء 140 و تفسير قرطبى ، جلد 5 ، صفحهء 130 )