اين موضوع نيز قابل انكار نيست كه غرايز طبيعى را نمىتوان از بين برد ( و نبايد هم از بين برد ) « 1 » تنها مىتوان جريان آنها را تغيير داد .
بنابراين راه صحيح براى مبارزه با مفاسد اجتماعى اين است كه غرايز انسان و نيازمندىهاى روحى و جسمى او را درست بشناسيم و آنها را به طور معقول اشباع نماييم .
بديهى است هر گونه اشتباه و گمراهى در اين قسمت سرانجام منجر به يك فساد و بحران اجتماعى خواهد گرديد .
بد نيست براى روشن شدن اين واقعيت ، يك مثال بزنيم :
انسان پس از يك رشته فعاليت مداوم و يكنواخت و كار خسته كننده نيازمند تفريح و سرگرمى و تنوع است .
تفريح و تنوع ، حكم روغنكارى اعصاب خسته ، و گردگيرى روحهاى پژمرده را دارد ، و بدون آن ، روح ، نشاط خود را از دست مىدهد و يك حال عصبانيّت و ستيزه جويى و عصيان جانشين آن مىگردد .
بنابراين ، مسألهء سرگرمى و تفريح صورت يك ضرورت اجتماعى را پيدا مىكند كه نسبت مستقيم با مقدار فعاليتهاى زندگى دارد .
حال اگر اين سرگرمى و تفريح از طريق سالم و مشروع تأمين نگردد و به اين نيازمندى طبيعى از طريق صحيح پاسخ نگوييم افراد به سوى سرگرمىهاى غلط و گمراه كننده جذب خواهند شد و منظور خود را از آن راهها تأمين خواهند نمود .
مشكل جنسى جوانان
اكنون اين اصل كلى را دربارهء « غريزه جنسى » كه به عقيدهء بسيارى از
هامش
( 1 ) . زيرا چنين اقدامى عاقلانه نيست و اين كار يك نوع مبارزه با قانون آفرينش است