كردن با ابوبكر خوددارى نمودند . « 1 »
ولى هنگامى كه حضرت ملاحظه فرمود كه ادامهء خوددارى او از بيعت ، ممكن است باعث شكست غير قابل جبرانى براى عالم اسلام گردد ، بيعت نمود ، زيرا از يك طرف همه مىدانستند او هرگز « خلافت » را به خاطر علاقهء به زمامدارى و حكومت بر مردم و سلطنت و برترى بر ديگران نمىخواهد ، داستان او با ابن عباس در « ذى قار » معروف و مشهور است . « 2 »
او خلافت را تنها به خاطر تقويت اسلام ، و گسترش دامنهء اين آيين پاك و اقامه اصول حق و عدالت مىخواست .
و از طرف ديگر مشاهده مىكرد كه خليفه اوّل و دوم كوشش لازم را براى
هامش
( 1 ) . ر . ك : تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 208 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 325 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 103 ؛ تاريخ ابوالفداء ، ج 2 ، ص 63 ؛ العقد الفريد ، ج 4 ، ص 259
( 2 ) . « ذى قار » يكى از شهرهاى نزديك « بصره » است كه على عليه السلام به اتّفاق لشكريانش در اثناى راه بصره هنگامى كه براى خاموش كردن فتنهء « اصحاب جمل » مىرفت در آنجا منزل نمود . حضرت در اين محل خطبه كوتاه و مؤثرى ايراد فرمود و در ضمن آن تصميم قاطع خود را براى اجراى اصول حق و عدالت - به هر قيمت كه باشد - آشكار ساخت ، اين خطبه امروز در نهج البلاغه ( خطبهء 32 ) از آن حضرت به يادگار مانده است ، پيش از آنكه خطبه را ايراد فرمايند در خيمه مشغول دوختن و وصله كردن كفش خود بود ابن عباس اصرار داشت حضرت هر چه زودتر بيرون آيد و ايراد خطبه نمايد ( گويا ابن عباس براى تحكيم پايههاى حكومت على عليه السلام ايراد آن خطبه را خيلى لازم و ضرورى مىدانست ) .
ولى حضرت با خونسردى از ابن عباس پرسيد : قيمت اين كفش چقدر است ؟ ! ابن عباس گفت ارزشى ندارد ! امام فرمود :
« وَاللَّهِ هِيَ أحَبُّ إِلَيَّ مِنْ امْرَتِكُمْ إلّاأنْ أقِيمَ حَقّاً أو أدْفَعَ باطِلًا ! ؛ به خدا سوگند اين كفش از زمامدارى و خلافت شما نزد من پرارزشتر است ! مگر اينكه به وسيلهء اين زمامدارى حقى را برپا دارم و از باطلى جلوگيرى كنم » ! . . . راستى هيچ كس مسأله زمامدارى و رياست را چون على عليه السلام نشناخته بود . او مىدانست كه اين مقام ( اگر به خاطر تعقيب هدف مقدسى نباشد ) فقط دورنماى فريبندهاى دارد كه جز افراد دنياپرستى كه خالى از يك نوع جنون ( جنون شهرت و مقام ) نيستند آن را نمىطلبند آنهايى كه براى « هيچ » تن به « همه كار » ! مىدهند .
آرى روح و فكر بلند او از اين والاتر بود كه فريفتهء چنين متاع بى ارزشى گردد ! و به همين دليل در تمام دوران حكومت خود گرفتارلغزشى نشد و براى تحكيم موقعيت خويش قدمىبرخلاف حقوعدالت برنداشت