تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
و پيشواى خود به عنوان مبلغ پيامبر صلى الله عليه و آله و مفسر تعليمات و احكام او مىدانستند ، و از همان زمان به نام شيعه على عليه السلام شناخته مىشدند ، اين حقيقت را با مراجعهء به كتابهاى اهل لغت مانند نهايه « ابن اثير » و « لسان العرب » و امثال آنها « 1 » مىتوان دريافت ، آنها تصريح مىكنند كه نام « شيعه » بر پيروان على عليه السلام و فرزندان او ، و دوستان آنها ، اطلاق شده ، تا آنجا كه اسم خاص آنها گرديده است . « 2 » ناگفته پيداست اگر منظور پيامبر از تعبير « شيعه على » تمام كسانى كه او را دوست مىداشتند ، يا لااقل او را دشمن نمىداشتند ، بوده باشد ، به طورى كه اكثر يا همهء مسلمانان را شامل شود ( آنچنان كه بعضى از افراد كم اطلاع پنداشته‌اند ) تعبير « شيعه » در چنين موردى هيچ مناسب نخواهد بود . زيرا تنها علاقه داشتن يا عداوت نداشتن به كسى براى اطلاق اسم « شيعه » بر او كافى نيست ، بلكه در مفهوم اين كلمه خصوصيتى بيش از اينها افتاده است . شيعه يعنى پيرو و تابع « 3 » ، بلكه تنها پيروى و تبعيت هم كافى نيست و مداومت و التزام به اين معنا ، در آن افتاده است . كسانى كه كمترين آشنايى به تعبيرات عربى و استعمال الفاظ گوناگون اين لغت دارند ، اين معنا را از لفظ « شيعه » مسلّماً درك خواهند نمود به طورى كه اگر در غير اين مفهوم استعمال شود حتماً نيازمند به قراين حاليه يا مقاليه خواهد بود . خلاصه اينكه تصور نمىشود هيچ فرد منصفى بتواند ظهور اين احاديث و امثال آن را در اين معنا انكار كند كه منظور از « شيعه » دستهء معينى از مسلمانان
هامش
( 1 ) . ر . ك : مقدمهء ابن خلدون ، ص 196 چاپ بغداد ؛ مقالات اسلاميين ، ص 550 ؛ الملل والنحل شهرستانى ، چاپ بيروت ، ج 1 ، ص 146 ؛ المنجد ، ص 613 ؛ الرائد ، ص 903 ؛ اقرب ، ج 1 ، ص 627 ( 2 ) . النهاية في غريب الحديث والأثر ، ج 2 ، ص 519 ؛ لسان العرب ، ج 8 ، ص 189 ؛ القاموس المحيط ، ج 3 ، ص 47 ؛ مجمع البحرين ، ج 4 ، ص 356 ؛ تاج العروس ، ج 5 ، ص 405 ( 3 ) . ر . ك : قاموس المحيط ، ج 3 ، ص 47 ؛ شيعة الرجل اتباعه وافكاره
أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 114 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي / الشيخ محمد حسين كاشف الغطاء