در باقى مردم و نكاح را ده جزء كرده نه جزء آن در عرب است و يك جزء ديگر در باقى مردم ( 1 ) يكى گفته كه مصاحبت كردم با حكيمى و از او ده چيز حفظ كردم گفت متحمّل شدن شرّ و بدى موجب مىشود سيادت و آقائى را يعنى هر كه صاحب حلم و بردبارى شد و تحمّل كند بديها را از مردم چنين كس لايق سيادت و بزرگى است هر كه اخلاق شايسته داشته باشد اعمال او پاكيزه و زياد مىشود هر كه فضل و بخشش كرد بر مردم بزرگ مىشود اقتدار او هر كه با انصاف و عدل رفتار كرد بسيار مىشود مدحكنندگان او هر كه بعدل و ميانه روى سخن گفت واجب مىشود تقدّم و پيشى گرفتن او بر مردم هر كه بسيار شد سكوت او بسيار مىشود هيبت او و هر كه نيكو شد خلق او گوارا مىشود زندگى او هر كه تأنّى نمود در كارها آسان مىشود بر او مطلبها هر كه فكر خود را جولان داد راى خوب براى او پيدا مىشود هر كه به نرمى معاشرت كرد با مردم باقى ميماند مروّت او ( 2 ) لقمان حكيم فرموده كه ده چيز از اخلاق حكيم است ورع عدل فقه عفو نيكى با مردم هوشيارى حذر كردن تحفظ تذّكر ميانه روى نمودن ( 3 ) وصيّت كرد حكيمى بيكى از فرزندان خود گفت ياد گير از من ده چيز را قبول مكن رياست بر اهل شهر خود را سستى مكن در امر كوچك به جهت كوچكى آن هر گاه قابل بزرگ شدن و ريشه پيدا كردن باشد لجاجت مكن با شخصى كه غضب بر او مستولى است جمع مكن در منزل خود دو نفرى را كه با هم نزاع و دشمنى دارند خوشحال مشو به جهت از پا افتادن غير خودت چه آنكه شايد روزگار با تو نيز چنين كند ياد مكن بر خودت هر گاه بر كسى غلبه و ظفر جستى چه آنكه نميدانى روزگار با تو چه خواهد كرد
معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٠٤