تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزهاى اعجاز ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
جدا نمىشود و به طور مستمر و جاويد موجودات جهان را فرا مىگيرد « 1 » و هرگز اين معانى از لفظ « رب الاكوان » استفاده نمىشود زيرا « كون » كه جمع آن « اكوان » است در لغت معانى مختلفى مانند « پديد آمدن » ، تحقق يافتن ، از حالى به حالى درآمدن ، ضمانت كردن ، به كار رفته است ، از آنجا كه همه آنها يك سلسلهء معانى مصدرى مىباشند هرگز نمىتوان كلمهء « رب » را كه به معنى « مالك » و « مربى » است « 2 » به سوى آنها اضافه كرد . « 3 »
هامش
( 1 ) . مؤلف عاليقدر در تفسير سورهء « حمد » دربارهء فرق « رحمان » و « رحيم » چنين مىفرمايد : رحمان از رحمت گرفته شده كه فقط مقابل قساوت ( سنگدلى ) و خشونت مىباشد و از آنجا كه اين لفظ در قرآن و جاهاى ديگر بدون ذكر متعلق استعمال مىشود ، معلوم مىگردد ، كه مقصود اين است كه او داراى رحمت وسيعى است كه شامل همه اشيا مىباشد و اختصاص به موجودى ( مانند انسان ) ندارد و لذا مفسران و اهل لغت مىگويند « رحمان » براى مبالغه در رحمت است . امّا لفظ « رحيم » : و مشابهات آن ، در غرايز و آنچه لازم يك موجود است به كار مىرود مانند عليم ، قدير ، شريف ، وضيع ، سخى ، بخيل . بنابر اين منظور از آوردن « رحيم » پس از رحمان اين است كه اين صفت لازم ذات و غير قابل انفكاك است و هرگز رحمان بر چنين ملازمه‌اى دلالت ندارد . مترجم ( 2 ) . بايد توجه داشت كه « ربّ » از « رب ب » مشتق است نه از « ربو » يا « ربى » و لذا قطعا به معنى مالك و صاحب خواهد بود نه مربى و پرورش دهنده . در برخى از فرهنگ‌هاى عربى اگر چه اين كلمه را به معنى « مربى » گرفته‌اند ولى اين تغيير ناشى از غفلت از ريشه اشتقاقى آن است . مترجم . ( 3 ) . ولى گاهى در لغت و عرف « كون » مصدرى به معنى مطلق هستى نيز استعمال