و براى مغز دانش ، هيچ پوسته اى برجاى ننهاده
آن چه را نهان بود آشكار گردانيد و كژىها و كاستىهائى را نهان داشت
در ميان آفريدگان ، نيرنگ و حيله را به راهى پاك و فرخنده كشانيد
اگر نشان « جاودانگى » را شايسته باشد به كسى دهيم
امينى براى آن سزاوارترين و برترين افراد است .
كه اگر خداى برتر خواهد همهء چكامه و سرگذشت سرايندهء آن را در ضمن
شاعران سدهء چهاردهم ياد خواهيم كرد .
- 2 - سخنور بلند آوازه شيخ كاظم آل على ، سخنران عفك نيز گويد
در روزگاران گذشته سه تن بودند كه
يكى پس از ديگرى به يارى على شتافتند
- و اينها البته به جز آنانند كه در آغاز كار با دارائىها و شمشيرهاشان
پياپى از آستان جانشين پيامبر پاسدارى مىكردند -
نخستين ايشان فرزدق بود كه در مكه - در خانههاى و الا -
به يارى پيشوايان ما شتافت
و دومى نيز اقساسى بود كه ابيات منظومهء او تا روز
رستاخيز در ميان ما پايدار خواهد ماند .
و ديگرى - ابو فراس - هم با چكامهء ميميه اش - شافيه - ( 1 ) او را يارى كرد
و بدان وسيله ضربت جنگ افزارها را پاسخى شافى و درمانگر بداد
و چهارمى كه مانند خورشيد در ميانهء روزى روشن براى همهء آفريدگان
آشكار است
همان امينى امين و درستكار است ، نگارنده اى كه « الغدير » را نگاشت كه
آن را دومى نيست
هامش
( 1 ) شافيه نام چكامهء ابو فراس حمدانى است بنگريد به آن چه در جلد سوم ص 399 از چاپ دوم آورديم