تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
و براى مغز دانش ، هيچ پوسته اى برجاى ننهاده آن چه را نهان بود آشكار گردانيد و كژىها و كاستىهائى را نهان داشت در ميان آفريدگان ، نيرنگ و حيله را به راهى پاك و فرخنده كشانيد اگر نشان « جاودانگى » را شايسته باشد به كسى دهيم امينى براى آن سزاوارترين و برترين افراد است . كه اگر خداى برتر خواهد همهء چكامه و سرگذشت سرايندهء آن را در ضمن شاعران سدهء چهاردهم ياد خواهيم كرد .

- 2 - سخنور بلند آوازه شيخ كاظم آل على ، سخنران عفك نيز گويد

در روزگاران گذشته سه تن بودند كه يكى پس از ديگرى به يارى على شتافتند - و اينها البته به جز آنانند كه در آغاز كار با دارائىها و شمشيرهاشان پياپى از آستان جانشين پيامبر پاسدارى مىكردند - نخستين ايشان فرزدق بود كه در مكه - در خانه‌هاى و الا - به يارى پيشوايان ما شتافت و دومى نيز اقساسى بود كه ابيات منظومهء او تا روز رستاخيز در ميان ما پايدار خواهد ماند . و ديگرى - ابو فراس - هم با چكامهء ميميه اش - شافيه - ( 1 ) او را يارى كرد و بدان وسيله ضربت جنگ افزارها را پاسخى شافى و درمانگر بداد و چهارمى كه مانند خورشيد در ميانهء روزى روشن براى همهء آفريدگان آشكار است همان امينى امين و درستكار است ، نگارنده اى كه « الغدير » را نگاشت كه آن را دومى نيست
هامش
( 1 ) شافيه نام چكامهء ابو فراس حمدانى است بنگريد به آن چه در جلد سوم ص 399 از چاپ دوم آورديم
الغدير ( فارسي ) — صفحة 234 | اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)