تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
يادآورى : اين گوينده ، سروده‌هاى فراوان و گفته‌هاى بسيارى در ستايش از كتاب ما دارد كه بهرى از آن را در سر گذشت او خواهيم آورد

- 4 - و اين هم از استاد يگانه سيد شمس الدين خطيب موسوى بغدادى :

آيا اينها كلمات است يا مرواريدها ؟ يا گردن بندى كه از گوهرها فراهم آمده ؟ يا لعل و بيجاده هائى كه در كنار هم چيده شده ؟ آيا روشنائى است يا سطرهاى نوشته ؟ يا دانشهائى كه سرور دلاور توده پرده از رخسار آن بر كنار زده است « غدير » و بركهء آبى است كه درياهاى دانش را لبريز مىنمايد و آن هم با روشنگرىهائى كه انكار كننده را درمانده مىسازد از ميان خود دشمنان سپاهيانى براى خويش دست و پا مىكند آرى حقيقت را دشمنانى است كه همانان ندانسته سپاه وى مىشوند با نيروى دليل ، منطق تباه و از هم گسيخته را مىكوبد تا آن چه را رشگبران نهان داشته‌اند آشكار گرداند و در اين راه ، دانشى سرشار و ايمانى كه از استوارى ، آهن را از پاى در مىآرد ياور اوست حقيقت است و خداوند به راستى خواسته كه پايدار بماند و جاودانگى از آن اوست . گروهى خواستند تا از سر كينتوزى آن را محو كنند و خداوند نمىپذيرد مگر آن چه را خواسته است انجام گيرد چنان پنداشتند كه حضرت طاها - پيامبر - كسى را جانشين خود نساخت و مردمان آن كس را كه سرورى يابد ، خود بر مىگزينند آن چه را پنداشته‌اند ، در كيش خرد دروغ است و به گزارشها نيز تهمتى بس سخت زيرا در گزارشها آمده است كه حضرت طاها