يادآورى : اين گوينده ، سرودههاى فراوان و گفتههاى بسيارى در ستايش
از كتاب ما دارد كه بهرى از آن را در سر گذشت او خواهيم آورد
- 4 - و اين هم از استاد يگانه سيد شمس الدين خطيب موسوى بغدادى :
آيا اينها كلمات است يا مرواريدها ؟ يا گردن بندى كه از
گوهرها فراهم آمده ؟ يا لعل و بيجاده هائى كه در كنار هم چيده شده ؟
آيا روشنائى است يا سطرهاى نوشته ؟ يا دانشهائى كه
سرور دلاور توده پرده از رخسار آن بر كنار زده است
« غدير » و بركهء آبى است كه درياهاى دانش را لبريز مىنمايد
و آن هم با روشنگرىهائى كه انكار كننده را درمانده مىسازد
از ميان خود دشمنان سپاهيانى براى خويش دست و پا مىكند
آرى حقيقت را دشمنانى است كه همانان ندانسته سپاه وى مىشوند
با نيروى دليل ، منطق تباه و از هم گسيخته را مىكوبد
تا آن چه را رشگبران نهان داشتهاند آشكار گرداند
و در اين راه ، دانشى سرشار و ايمانى كه از استوارى ،
آهن را از پاى در مىآرد ياور اوست
حقيقت است و خداوند به راستى خواسته كه پايدار بماند و
جاودانگى از آن اوست .
گروهى خواستند تا از سر كينتوزى آن را محو كنند
و خداوند نمىپذيرد مگر آن چه را خواسته است انجام گيرد
چنان پنداشتند كه حضرت طاها - پيامبر - كسى را جانشين خود نساخت
و مردمان آن كس را كه سرورى يابد ، خود بر مىگزينند
آن چه را پنداشتهاند ، در كيش خرد دروغ است
و به گزارشها نيز تهمتى بس سخت
زيرا در گزارشها آمده است كه حضرت طاها