تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
او را به همان صورت اصلى بازگو مىكرد و سر و ته آن را نمىزد زيرا در همان چه در « فتح البارى » 213 / 3 نگاشته است و ما نيز آورديم مطالبى ديده مىشود كه با دعاوى هيئت ، سازشى ندارد از جمله همان پيشبينى پيامبر دربارهء تبعيد ابوذر و آن هم در قالب الفاظى كه مىرساند وى در آن گيرودار ، ستم مىبيند و بر وى بيداد مىرود و آن چه موضوع را تأييد مىكند سخن پيامبر ( ص ) است كه آورديم : اى ابوذر ! تو مردى شايسته هستى و در آينده ، بلائى به تو خواهد رسيد پرسيد : در ( راه - پاسدارى از آئين ) خدا ؟ پاسخ داد : ( آرى ) در ( راه پاسدارى از آئين ) خدا . گفت « خوشا به فرمان خدا و آن چه در ( راه ) خدا و در برابر نظر خدا باشد » كه مىبينيم پيامبر ، دوستش را به شايستگى مىشناساند و او را در سيرت و خداپرستى و پارسائىاش همانند عيسى - پيامبر پاك - مىبيند و او را دستور مىدهد كه شكيبائى نمايد تا تباه نشود و تباهىاى بر شيوهء وى بار نگردد . و با اين ترتيب ، نمىدانيم نظريه ى ابن حجر كه تازه هيئت داوران سر و ته آن را زده و سندى براى محكوميت ابوذر دانسته تا چه اندازه درست است ؟ از جمله مطالبى كه ابن حجر آورده ، همان است كه در « فتح البارى » از زبان برخى بزرگان مذهبش گزارش كرده است : درست آن است كه اعتراض ابوذر به شاهانى بوده كه دارائىها را براى خويش مىگرفتند و آن را در راهى كه مىبايد ، انفاق نمىكردند . آرى درست همين است - چنانچه در ص نيز گذشت - و هر كس تاريخ و حديث را بكاود به همين نتيجه خواهد رسيد . پس آنچه از گفتار كوتاه شدهء ابن حجر بر مىآيد پذيرفتنى نيست كه هيئت داوران بخواهد سخن او را گواه گرفته و براى داورى بدان چنگ زند . زيرا چنين اصلى نمىتواند بنياد استدلال گردد و درست نيست كه به سود و زيان هيچ كس ، آن را مبناى داورى گردانند ولى چه بايد كرد كه ابن حجر گفته است و هيئت حكم داده است و حكومت هم آن حكم را اجرا كرده است ! انا للَّه و انا اليه راجعون ( به راستى كه ما از خدائيم و به راستى ما به سوى او باز مىگرديم )
اينها بودند گواهان هيئت داوران - كه خوانندگان ، گفتار و احوال ايشان را