تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
پاداش بزرگ و بسيار دريافت كند و پيامبر را بگونه اى ديدار نمايد كه از او خوشنود باشد و آنگاه آيا هيچ سازشى مييابى در ميان پيامبر و اعتقاد امام مجتبى و ميان كمونيستها كه در ويرانگرى بنياد كيش مصطفى و سنت دگرگونىناپذير خداوند نقشى اساسى دارند ؟ در دنبال اين دو گفتار نيز سخن پيشواى جانباخته دختر زادهء پيامبر ابو عبد اللَّه - الحسين را بنگر كه به ابوذر مىگويد : اين گروه ترا از ( دسترسى به ) دنياى خويش باز داشتند و تو ايشان را از ( دست درازى به ) دينت پس شكيبايى و يارى را از خدا بخواه . و اين سخن نيز همچون سخنان پدر و برادر او - درودهاى خدا بر ايشان - آشكارا مىرساند كه ابوذر يك دعوت دينى را دنبال مىكرده كه هيچگونه كجروىاى در آن نبوده و دشمنان او دعوتشان بر بنياد دنيا پرستى بوده و مرجعى كه بايد او را از گرفتاريهائى كه بدان دچار شده برهاند خداوند است . زيرا خداوند پاك از دعوتى كه آنمرد گرفتار دنبال مىكرد خشنود بود و بر كسانى كه به او دشنام گفتند خشمگين . و هيچ خردمندى نيز نمىپندارد كه چيزى از اين ويژگيها با پيروى از مسلك اشتراكى سازگار باشد . و پس از اين فرازهاى زرين ، سخن عمار پسر ياسر را بنگر كه به ابوذر مىگويد : خدا آرامش نبخشد كسى را كه ترا اندوهگين ساخت و ايمنى ندهد آنكس را كه ترا بيم داد به خدا كه اگر تو هم جوياى دنياى آنان بودى ايشان به تو تأمين مىدادند و اگر به كارشان خرسند مىبودى البته ترا دوست ميداشتند . آيا براى يك مسلمان معمولى هم رواست كه چنين نفرينى كوبنده دربارهء كسانى بكند كه مردى را بخاطر تباهى انگيزى در محيط دينداران و به گناه بستن راه صلح و صفا در ميان ايشان گرفتار كرده‌اند ؟ تا چه رسد به مسلمانى همچون عمار كه - به گفتهء آشكار پيامبر بزرگوار - حق از او و او از حق جدا نمىشود ؟ و آيا رواست ايشان را محكوم كند كه دنيا پرستانند و آرزوها فريبشان داده و كارهاشان ناپسنديده است و ايشان در دو جهان زيان ديده‌اند و زيان آشكار بهرهء ايشان شده ؟ و آنگاه اين نفرين را در برابر يك امام معصوم مانند سرور ما امير مؤمنان كه در راه خدا بسى سختگير است و در برابر دو شير زادهء او دو فرزند زادهء پيامبر بر زبان