و اين اعتراض توده از مهر ايشان به ابوذر ناشى مىشد كه در دل گروهها جاى گرفته بود مهرى صميمانه و بخاطر همدينى و برادرى ايمانى و هم پيمانى در پيروى از برترين شيوهها ، و همهء اينها بخاطر بذرهايى بود كه از پيامبر خدا ( ص ) گرفته و در دلهاى خويش كاشته و پرورده و شناخت ابوذر و شيوه و روش نيكو و پرهيزگارى و ايمان و راستگويى او را همچون ميوه اى از نهالى برگرفته بودند و اينها هيچيك با تهمتى كه به ابوذر زده و او را به كمونيسم چسباندهاند سازگار نيست آيا ميگويى همهء ياران پيامبر كمونيست بودند ؟ - كه از بهتانهاى زشت به خدا پناه مىبريم - و اگر ابوذر كمونيست بود درست آن بود كه او را از صفحهء زمين دور كنند نه تنها از مرز مدينه ، و ياران پيامبر نيز ميبايد به آن داورى و فرمان قاطع خرسندى دهند زيرا خداوند برتر گفته : همانا كيفر آنان كه با خدا و رسول او بجنگ برخيزند و در زمين به فساد كوشند جز اين نباشد كه آنها را بقتل رسانده يا بدار كشند و يا دست و پايشان به خلاف ببرند ( يعنى دست راست را با پاى چپ و يا بالعكس ) يا با نفى و تبعيد از سرزمين صالحان دور كنند اين ذلت و خوارى عذاب دنيوى آنهاست و اما در آخرت باز ( در دوزخ ) بعذابى بزرگ معذب خواهند بود . ( 1 ) و آنگاه چه تبهكارىاى در زمين بزرگتر از ترويج اين اصل ناسازگار با نامهء خدا و آئيننامهء پيامبر ، با آنكه خداوند پاك در آن نامهء بزرگوار مىگويد : آيا آنها بايد فضل و رحمت خداى ترا تقسيم كنند ( هرگز نبايد ) در صورتى كه ما خود معاش و روزى آنها را در حيوة دنيا تقسيم كردهايم و بعضى را بر بعضى برترى دادهايم تا بعضى از مردم ( بثروت ) بعضى ديگر را مسخر خدمت كنند و رحمت خدا از آنچه جمع مىكنند بهتر است . ( 2 )
و همين مطلب در آئين نامهء ارجمند پيامبر نيز روشن شده بنگريد به گزارشهايى كه دربارهء كيفر چنين كسى آمده است ( در همان بخش دارائيها و ويژگى آن به افراد و تثبيت دولتمندى توانگران و پرهيز از دشوار ساختن زندگى ) كه ستونهاى تمدن نيز بر روى همين زير بنيادها مىايستد و يك مدنيت عالى از همين راهها
هامش
( 1 ) سورهء مائده آيهء 33
( 2 ) سورهء زخرف آيهء 33