تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
و معارضان براى وى ايجاد كرده بود كه به شرائط آن ديگرى شباهتى نميداشت . و بديهى است كه دو گونگى شرائط ، لازمه‌ى طبيعىاش دو گونگى شكل جهاد و در نتيجه ، دو گونگى پايان و فرجام ماجرا بود . ( 1 )

وضع خاص هر يك از لحاظ دوستان و ياوران :

خيانت دوستان كوفى در ماجراى امام حسين ، براى وى گام موفقيت‌آميزى بود در راه رسيدن به آن شكوه و موفقيت درخشان تاريخى . ولى خيانت همين جمع ، در ماجراى امام حسن - در مسكن و مدائن - ضربت مهلكى بود كه صفوف او را متلاشى ساخته و حالت آمادگى براى جهاد را از وى گرفت . توضيح آنكه : حادثه‌ى بيعت‌شكنى كوفيان نسبت به حسين عليه السلام پيش از آن بود كه وى آماده‌ى جنگ شده باشد و به همين دليل بود كه سپاه كوچك ولى يكپارچه‌ى وى در آن هنگام كه براى نبرد آماده شد از شائبه‌ى هر گمانى كه موجب دغدغه باشد بر كنار و به سپاهيان فداكار امامى كه داراى هدف‌ها و ايده‌آل‌هاى بزرگ است كاملا شبيه بود . درحالىكه در ماجراى امام حسن عامل اصلى نوميدى آن حضرت از پيروزى نظامى ، همان سپاهى بود كه دو سوم نفراتش از ميدان گريخته و بازيچه‌ى دسيسه‌هاى معاويه گشته و جبهه‌ى امام حسن را دستخوش هرج و مرج و آشوب و عصيان ساخته بودند . ( 2 ) از اينجا ميتوان كاملا پذيرفت كه ياران و دوستانى كه با امام حسن بيعت كرده و همچون سپاهيانى مجاهد در اردوگاه وى حضور يافتند و سپس بيعت را شكسته و بسوى دشمن گريخته و يا بر امام خود شوريدند ، از آن