همطراز پدر و برادر خود محسوب مىشد و اين هر سه ، نمونهى كامل و مثال عالى مصلحان مسلكى تاريخ بودند . و آنگاه هر يك از ايشان جهادى و رسالتى و نقشى مخصوص خود داشت كه از اعماق شرائط موجود و اوضاع و احوال او سرچشمه ميگرفت و هر يك در جاى خود چه از لحاظ شكل جهاد و چه از لحاظ شكوه و مجد و چه از لحاظ پيگيرى حق ازدسترفتهى مغصوب ، عملى مبتكرانه و بىسابقه بود .
( 1 ) نوشيدن جام شهادت در موقعيت امام حسين و حفظ سرمايهى زندگى بوسيلهى صلح در موقعيت امام حسن ، بعنوان دو نقشه و دو وسيله براى جاودان داشتن مكتب و محكوم ساختن خصم ، تنها راه حلهاى منطقى و عاقلانهئى بودند كه با توجه به مشكلات هر يك از دو موقعيت ، از انجام آنها گزيرى نبود و جز آنها راه ديگرى وجود نداشت ، هر يك از اين دو راه در ظرف خود ، برترين وسيلهى تقرب به خدا و امتثال فرمان او بود هر چند كه از لحاظ دنيوى چيزى جز محروميت به همراه نداشت ، و باز هر يك پيروزى حتمى و قاطعى بود كه در طى تاريخ جلوهى خود را آشكار ساخت ، گرچه در حين وقوع جز محروميت و از دست دادن قدرت ، مظهرى نداشت .
اين دو فداكارى : نثار كردن جان در ماجراى حسين و چشمپوشى از حكومت و قدرت در داستان حسن ، آخرين نقطهئى است كه رهبران مسلكى در نقشها و رسالتهاى انسانى و مجاهد تبار خود بدان رسيدهاند .
قدرت حاكم در دورهى هر يك از اين دو برادر ، يگانه عاملى بود كه شرائط خاصى از لحاظ دوستان و ياوران و شرائط خاصى از لحاظ دشمنان
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 512
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٥١٢