فرا خوانده و گروههائى نزد خود گرد آورده و آنان را به بيعت وادار ساخته و به خداى عز و جل كفر آشكار ورزيده است . » ! !
به همهى آن هفتاد تن نيز گفت : همه به همين صورت ، شهادت دهيد ! سپس گفت : به خدا قسم ميكوشم تا رگ اين خائن احمق را قطع كنم . . .
هفتاد نفر از اشراف كوفه و « وابستگان به فاميلهاى بزرگ » اين نوشتهى خائنانهاى حماقتبار را امضا كردند . آنگاه خود او نيز دربارهى حجر به معاويه نامهئى نوشت و از او سخن فراوان گفت . معاويه در پاسخ نوشت :
او را با زنجير ببند و نزد من بفرست ! ( 1 ) در اينجا لازم است سوابق اين « وابستگان به فاميلهاى بزرگ » كوفه را در ماجراى امام حسن بن على عليه السّلام در دوران خلافتش به ياد آورده و حساب كنيم كه آيا فراريان جنگ در « مسكن » و فسادانگيزان « مدائن » و نامهنويسان به معاويه براى خيانت به امام و تسليم آن حضرت به وى ، كسى بجز اين جمع بوده است ؟ و آنگاه نتيجه بگيريم كه آن كس كه « از اطاعت سرباززده و از جمع مسلمانان خارج گشته و بيعت را شكسته » حجر بن عدى است يا اين خيانتكاران . . ! !
همچنين به ياد آوريم نقش اين عده را در فاجعهء كربلاى حسين عليه السّلام كه سلاح برندهى جباران اموى بودند و تمام مسئوليت آن حوادث دردناك را - كه در تاريخ عرب و اسلام بىنظير بود - به گردن داشتند .
( 2 )
وضعيت كوفه در ماجراى حجر
اگر حجر ترجيح ميداد كه در برابر قواى مهاجم ، مقاومت مسلحانه