تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
با مقاصد پليد بنى اميه درباره‌ى اسلام آشنا شده بودند ، يكباره با وى بدشمنى برخيزند . ( 1 ) بعدها جنايات خونين و آشكارى كه پس از شكستن صلح از معاويه سر زد ، يعنى قتل نيكمردان بىگناه مسلمان كه همه از صحابهء پيغمبر يا از تابعين بودند ، هر يك عامل جداگانه‌ئى بود كه با زمينهء قبلى طرح امام حسن و همگام با نقشه‌ئى كه در اين طرح نهفته بود ، كار معاويه را به فضاحت كشانيده و بر حيثيت معنوى او لطمه‌اى گران وارد مىآورد . ( 2 ) ماجراى حسين عليه السلام در كربلا - بسال 61 هجرى - قويترين تيرى بود كه امام حسن از پيش در كمان نهاده و بدست برادرش حسين ، دشمن مشترك خود و برادر و پدرش را آماج آن ساخته بود . فراموش نمىكنيم كه وى در روز وفات به برادرش گفت : « هيچ روزى چون روز تو نيست ، اى ابا عبد اللّه ! » . اين سخن با همه‌ى ايجاز و ابهام عمدىاش ، تنها رازى است كه از حسن عليه السلام درباره‌ى نقشه‌ى نهانى وى شنيده شده است ؛ نقشه‌ئى كه از لحظه‌ى صلح تا روز صدور اين كتاب ، از شش جهت دچار غموض و ابهام بوده است . در اين سخن كوتاه ، لحن « فرمانده بزرگ » ى را مىبينى كه فرماندهان زير دست را به كارها و وظائفشان ميگمارد و هر نقشى را متناسب ، به هر كسى محول مىكند ، آنگاه برادر خود و نقش او را در آن ميان مشخص ميدارد و ميگويد : « هيچ روزى چون روز تو نيست . . » و طبيعى بود كه موقعيتهاى زمانى ، فصلهاى به يكديگر وابسته‌ى آن نقشه‌ى كلى را پىدرپى تحقق بخشد و هر يك از حلقه‌هاى اين زنجير پيوسته ، حلقه‌ى بعدى را زنده كند و هر شعله‌ئى شعله‌ى بعدى را بوجود