تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
عهدها سوگندها را آنچنان كه زيبنده‌ى شخصيتهائى از آن رديف است ، از دو امضاء كننده‌ى قرارداد ، انتظار برده باشد . ( 1 ) بدين جهت بود كه وقتى معاويه در مسجد كوفه و بر فراز منبر و درحالىكه هنوز كمتر از يك هفته از امضاى قرارداد مىگذشت ، آنچنان بصراحت پيمان خود را شكست و ( بروايت مدائنى ) گفت : هر عهدى بسته‌ام به زير اين دو پاى من ! و بنا بروايت « سبيعى » نام حسن را نيز برده و گفت : هر تعهدى به حسن سپرده‌ام به زير اين دو پاى من است ، بدان وفا نخواهم كرد ! . . . اين عمل در مجتمع اسلامى اثرى صاعقه‌آسا گذارد . و بدين ترتيب ، آن بهره‌مند دنيا و تهيدست اخلاق ، با پشت پا زدن علنى به سوگندها و تعهدهاى خود ، از درجه‌ى اعتماد و اطمينان مردم به كلى سقوط كرد و در مقياسهاى معنوى مورد توافق انسانها ، كم‌وزن‌ترين آدمى بشمار آمد و جزاى شايسته‌ى او همين بس كه بيشتر فريب‌خوردگان ظاهر حق بجانب او ، با وى همانگونه رفتار كنند كه وى با تعهدها و پيمانهاى خود كرده بود : به هيچ نشمردن و سبك گرفتن . . . . چه ميدانيم ؟ ! شايد اينجا همان نقطه‌ى عطف و دوراهى آشكار تاريخ است : راهى به گذشته‌ى مغلوب و راهى به آينده‌اى پيروزمند و غالب يعنى فرجام نبرد تاريخ حسن و معاويه . . . و شايد اين چشم‌انداز همان جاده‌ى شگفت‌انگيزى است كه حسن را به آن فرجام رسانيد و معاويه با همه‌ى درايتى كه در باب مصالح خود داشت ، از آن غافل ماند و شكست خورد . ( 2 ) چنان كه ميدانيم ، امام حسن از هر كس با معاويه و به ميزان بهره‌مندى