تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
آسمانى همگى بر اين رسالت هماهنگ بوده‌اند كه عهد ، مسئوليت‌آور است . ( 1 ) گويا بهتر آنست كه در اين مورد به فرمان امير المؤمنين على عليه - السلام به مالك اشتر نخعى گوش فرا دهيم ، در اين فرمان چنين آمده است : « اگر با دشمنت پيمانى بستى يا نزد او تعهدى سپردى ، پاس آن عهد و پيمان را بدار و جان خود را سپر آن قرار ده ، زيرا كه آدميان با همه اختلاف نظرها و جدائى راهها ، بر هيچ فريضه‌اى از فرائض خدا همچون احترام به عهد و پيمان همداستان نشده‌اند . مشركان نيز با خود - نه با مسلمانان - بر اين واجب گردن نهاده‌اند ، چه ، عواقب مكر را شناخته و و بال و زحمت آن را دانسته‌اند . پس زنهار در وعده‌ى خود خيانت مورز و عهد خود را مشكن و دشمن خود را نيز فريب مده ، زيرا هيچ‌كس جز نادانى بدبخت بر خدا جرئت نمىورزد . همانا خداوند عهد و پيمان خود را مأمنى قرار داده كه همگان بر اثر رحمت الهى در آن شريكند و حريمى كه تمامى بندگان در حصار آن در آسايشند و در پناه آن بهره‌مند . . . . » . ( 2 ) اكنون پس از توجه به اين حقائق ، چون به موضوع مورد بحث بازمىگرديم مىبينيم تعهداتى كه حسن بن على عليه السلام از معاويه گرفته و در متن قرارداد صلح مورد توافق واقع شده ، از همه‌ى عهدها و پيمانهائى كه تاريخ به ياد دارد مؤكدتر و به ظاهر مستحكم‌تر بوده است . و اين معاويه بود كه آخرين نسخه‌ى قرارداد را به خط خود نوشت و مهر كرد . و جاى تعجب نيست اگر افكار عمومى در جهان اسلام آن روز ، وفا به چنين