تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
حيثيت انسانى و نام نيك و حريم شخصيت او وارد مىآيد . به سهولت ميتوان انسانى را در نظر گرفت كه در راه قولى كه داده يا تعهدى كه سپرده جان خود را از دست بدهد ، اين چنين شخصى كشته‌ى يك خوى عالى انسانى است كه بخاطر آن ، چشم از افق محدود اين زندگى بسته ولى قلمرو نامحدود زندگانى ابدى را بدست آورده است . علاوه بر اين در بناى انسانيت ايده‌آل كه در مجموع ، كانون هر نيكى و زيبائى است ، خشت تازه‌اى به كار زده است . ( 1 ) ولى آن عهد ناپايدار پيمان‌شكن دروغ‌پرداز كه با خوش‌روئى و لبخند وعده‌ئى بدروغ مىدهد و سپس با ترشروئى و پشيمانى از وعده‌ى خود بازميگردد ، اينچنين كسى را به آسانى نميتوان انسان دانست ، او از سوئى دشمن انسانيت است كه پايه‌هاى انسانيت را ويران ساخته و مقررات آن را ناديده گرفته ، و از سوى ديگر دشمن خويشتن ، زيرا كه خود را مورد نفرت و تحقير و بدنامى و محروميت از اعتماد جامعه قرار داده است . منطق سست و بىپاى : « هدف ، مجوز وسيله است » نيز نمىتواند براى او عذرى به حساب آمده و از او دفاع كند . چه اين عذر ، خود گناهى بزرگ است چندان كه ساحت آمرزش را گنجايش آن نيست . هدف‌ها با اختلاف ، هر يك بر حسب قراردادهاى عمومى داراى ارزشى مخصوص به خود مىباشند ، هر هدف بايد از وسيله‌ئى كه متناسب با ارزش و اعتبار آن است برخوردار باشد و هيچ هدفى را نميتوان شريف و ارزشمند دانست مگر آنگاه كه دست يافتن بر آن با وسائلى شرافتمندانه امكان‌پذير باشد . اين يكى از جلوه‌هاى خير عام است كه از آغاز بناى اجتماعات ، مردم همگى بر اعتبار و ارزش سوگند و پيمان همداستان شده‌اند و اديان