تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
خبر اين را پس از روزگارى خواهيد دانست . » « 1 » ( 1 ) آنگاه مجددا بمعاويه رو كرد تا ناسزائى كه به پدرش داده بود ، به خود او بازگرداند و گفت - و چه شيوا گفت - : « اى كه نام على را بردى ! من حسنم و پدرم على است ؛ و تو معاويه‌اى و پدرت صخر است ؛ مادر من فاطمه است و مادر تو هند ؛ نياى من پيامبر است و نياى تو عتبه ؛ جده‌ى من خديجه است و جده‌ى تو فتيله . خدا لعنت كند از ما دو نفر آن را كه نام و نشانش پست‌تر و اصل و تبارش ننگين‌تر و گذشته‌اش شرارتبارتر و سابقه‌ى كفر و نفاقش بيشتر است » ! ! راوى گويد : « گروه‌هائى از اهل مسجد فرياد برآوردند : آمين . فضل بن حسن گويد كه يحيى بن معين گفت : من نيز مىگويم : آمين . ابو الفرج از ابو عبيد نقل مىكند كه فضل بن حسن گفت : و من نيز مىگويم : آمين . على بن الحسين اصفهانى ( ابو الفرج ) گويد : و من نيز مىگويم : آمين . ابن ابى الحديد در كتاب « شرح نهج البلاغه » مىنويسد : عبد الحميد بن ابى الحديد مؤلف اين كتاب نيز مىگويد : آمين . » « 2 » مؤلف : و ما نيز بنوبه خود ميگوئيم : آمين . در تاريخ خطابه‌هاى جهانى ، اين تنها خطابه‌ئى است كه از قبول و تحسين نسلهاى متوالى در امتداد تاريخ برخوردار گشته است . . و چنين است سخن حق ، پيوسته اوج ميگيرد و چيزى بر آن برترى نمىيابد . ( 2 ) پس از آن امام حسن آماده‌ى حركت به مدينه شد . از سران شيعه
هامش
( 1 ) مسعودى ( حاشيه‌ى ابن اثير ) ج 6 ص 61 - 62 . ( 2 ) شرح نهج البلاغه - ج 4 ص 16 .
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 392 | السيد الخامنئي / الشيخ راضي آل ياسين