( 1 ) اين تردستى سياسى بسيارى از هدفهاى معاويه را تأمين ميكرد و به دو امكان ميداد كه بطور نهائى حساب خود را با آل محمد تصفيه كند ، در آن صورت وى در نظر عموم ، رقيب فاتح و در عين حال مرد عادل و منصفى قلمداد مىشد كه همهى كسانى كه نداى صلح او را پيش از شروع جنگ شنيده بودند حق را بجانب او ميدادند و انصاف و عدالت او را گواهى ميكردند .
ولى امام حسن عليه السلام كسى نبود كه از تردستىهاى سياسى حريف خود غافل گشته يا خود از به كار بستن اين روشها عاجز باشد ؛ او در همه حال از دشمن خود هشيارتر و زبردستتر و در بهرهبردارى از فرصتها بنحو صحيح و خداپسند نيرومندتر بود ، لذا با مشاهدهى شرايط ناهنجارى كه از همه سو او را در ميان گرفته بود و با اطلاع از مقاصد پليد دشمن و منظورى كه از دعوت به صلح داشت ، مقتضى ديد كه به پيشنهاد صلح پاسخ مثبت دهد .
و سپس فقط بدين اكتفا نكرد كه نقشههاى معاويه را خنثى و باطل سازد ، بلكه در پوشش « صلح » دشمن خود را با نقشهئى حكيمانه و قاطع ، تا ابد منكوب ساخت .
در فصلهاى آينده توضيح كافى در اين مورد به نظر خواننده عزيز خواهد رسيد .
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 351
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٣٥١