با شكل و مقرراتى مخصوص به خود . اين نوع خلافت از لحاظ واقعيت همچون حكومتهاى دنياى امروز است و فقط از لحاظ شكل و مقررات از آنها متمايز است همانطور كه حكومتهاى موجود نيز همه از لحاظ شكل و مقررات يكسان نيستند .
( 1 ) قداست اين نوع خلافت ، وابسته به استعداد و قابليت آن كسى است كه از هر طريق و به هر جهت ، متصدى آن شده است . اى بسا آن كس كه متصدى اين مقام است پاكترين و مقدسترين و اى بسا كه از دين و اخلاق بيگانهترين و دورترين افراد باشد .
ولى خلافت از نوع دوم ، منصبى الهى و آسمانى است كه اطاعت از آن - همچون اطاعت از پيغمبر - به حكم دين واجب است . بنا بر اين معنى ، خلافت ، سايهئى است از نبوت از آن نظر كه مرتبط و متصل به خدا و ما وراء الطبيعه است . نهايت اين ارتباط و اتصال ، از طريق نبى و به وساطت اوست و نبى ، مصدر و سرچشمهى معنويت آن است همچنانكه مرجع تعيين آن نيز اوست .
قداست اين مقام ، طبيعى و ذاتى آن است همچنانكه قداست مقام نبوت . و خلفاى منصوص بايد عموما پاكترين و بافضيلتترين شخصيتهاى عالم باشند .
( 2 ) موضوع خلافت ، از دورانهاى قديم ، مايهى دودستگى و اختلاف شديد مسلمانان و منشأ حوادث اسفبار در تاريخ اسلام بوده است . در آن دورانها نزديك ساختن اين دو فريق به يكديگر و وادار كردن آنها به اعتدال و ميانه روى و وحدت و گوشزد نمودن وظيفهى برادرى و اصلاح به آنان
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 241
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٢٤١