جاهلانه يا هوسها و هواها و تمايلات جمعى ديگر ، اثر آشكار خود را در تكوين سرانجام و مآل كار گذاشت .
( 1 ) طمع و انگيزههاى مادى ، كار مردمى را كه بعشق غنيمت جنگى به اين لشكر پيوسته بودند ، بفضاحت و رسوائى كشانيد . براى اينها جاى بسى خوشوقتى بود كه ميتوانستند غنائم مورد نظر خود را از راه خيانت ، به آسانى بدست آورند درحالىكه قبلا فكر ميكردند كه آن را جز از راه جنگ و روبرو شدن با نيزه و شمشير ، بدست نخواهند آورد .
از اين راه بود كه به درهى پست هوسهائى كه از روى غفلت و فريفتگى براى خود انتخاب كرده بودند ، سقوط كردند . « و هر آن كس كه عهدشكنى كند ، بزيان خود كرده و هر كس كه بعهدى كه با خدا بسته وفا كند ، به زودى خدا پاداش بزرگى به دو خواهد داد » .
آن مسلمانى كه امام و پيشواى خود را رها مىكند تا به ظالم سركشى بپيوندد ، از آن ظالم سركش ، بدتر و پليدتر است . اين عده در دينشان ضعيف و در دنياشان مضطرب و متزلزل بودند و جبههى معاويه براى اين گونه مردمى مناسبتر و شايستهتر بود . . .
( 2 ) اين بليهاى بزرگ ، پايداران معركه و آنان كه فكر مقاومت را بىآنكه در جستجوى راه فرارى باشند ، پذيرفته بودند و بعزم مرگ حتمى پاى در ميدان جنگ نهاده « 1 » و شادمان و مطمئن براى دفاع از فرزند پيغمبر و وفاء به بيعت ، به استقبال آن رفته بودند . . اينچنين مردمى را مشخص و از ديگران جدا ساخت .
هامش
( 1 ) ابن كثير مىنويسد « 8 / 19 » : « ابو العريف گفت ما در مقدمهى لشكر حسن بن على در مسكن بوديم و براستى خود را براى جانبازى در راه مبارزه با اهل شام آماده داشتيم . . » .