تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
وى براى لحظه‌ى ديدار دشمن بود ، اهميت ميداد . ( 1 ) در هنگام مقايسه ، ناهماهنگى واحدها و نفرات سپاهش براى او آشكار شد . او ميدان جنگى در پيش داشت كه در آن هيچ چيز بجز جمع انبوهى از مردم با اخلاص و جنگاوران سرسخت ، به كار نمىآمد . در اين صورت ، سياهى لشكرى كه جهاد را جز وسيله‌ئى براى رسيدن به غنائم جنگى نمىشناسد ، چه ارزشى ميتوانست داشته باشد ؟ از اولين لحظه‌اى كه عبيد اللّه وارد اردوگاه « مسكن » شد ، يك نوع بدبينى در روح او پديد آمد كه اثر آن در حوادث بعدى آشكار گشت . ناملايمترين چيزى كه عبيد اللّه از آن بر مقدرات سپاه بيم داشت اين بود كه خبر فعاليت خنثى و شكست‌خورده‌ى كوفه به صفوف او برسد يا دام تزوير معاويه كه از مشتى خبر دروغ و وعده‌هاى فريبنده درست شده بود ، در سر راه آن گسترده شود . اينك كه اين دو سپاه در يك سرزمين و بر سر يك آبشخور و در زير آسمان « مسكن » قرار داشتند ، چگونه او ميتوانست مطمئن باشد كه با سربازان او و يا از خود همين سربازان ، كسانى از سوى معاويه حامل بذر فساد نبوده و كار را بر او و بر امام ، دگرگون نسازند ؟ چه اينكه « سلاح سرد » در اين ميدان و در همه‌ى ميدانهاى معاويه ، كارگرترين و برّاترين سلاح‌هاى او بود . و عبيد اللّه درست حدس زده بود . . طليعه‌ى دسائس معاويه در اردوگاه « مسكن » پديدار شد درحالىكه در اين اردوگاه هم مردم با اخلاص بودند و هم افراد منافق و هم عافيت طلبانى كه آرزو ميكردند شايعه‌ى جديد - يعنى شايعه‌ى شروع مذاكرات