قيس بن سعد بن عبادة و سعيد بن قيس همدانى رئيس يمنىهاى ساكن كوفه .
لذا فرماندهى مقدمه را به ترتيب به اين سه نفر سپرد .
( 1 ) عبيد اللّه بن عباس يكى از آن مردمى بود كه سرى پرشور و ماجراجو و دلى بىاعتنا به زندگى داشتند ؛ غيرت دينى از يكسو و تعصب قبيلهاى از سوى ديگر ، او را برافروخته و از او ، سلاحى پولادين در دفاع از حكومت هاشمى فراهم آورده بود . و اين شگفت نيست ، چه او خود يكى از سران خاندان بنى هاشم بود و هميشه گفتهاند : آه صاحب درد را باشد اثر . . « 1 » از لحاظ سوابق افتخارآميز : در سال 36 ( به روايت اصابة ) يا سال 39 ( به روايت طبرى ) و يا در هر دو سال امير الحاج بود ؛ در زمان امير المؤمنين عليه السلام يك بار استاندار بحرين شد و يك بار كارگزار يمن و توابعش « 2 » . مردى كريم و سفره دار بود كه حاجيان در مكه بدان
هامش
كشته شدن وى نيز تا زمان صلح حسن در آنجا بود و سپس به مكه عزيمت كرد » مؤلف : نه ، او در بصره هم نبود و گرنه قواى بصره در لحظهى احتياج شديدى كه امام حسن در مدائن به آن داشت ، تأخير نمىكرد . « ابن اثير » نيز تأييد مىكند كه عبد اللّه بن عباس در زمان حيات امير المؤمنين از وى جدا شده است ( ج 3 ص 166 ) . به نظر مىرسد كه شباهت كتابتى نام اين دو برادر و يكى بودن نام پدرشان اين اشتباه را پيش آورده است . اشتباه ديگرى كه بعضى كردهاند اينست كه پنداشتهاند فرماندهى مقدمه با قيس بن سعد بوده . درحالىكه قيس فرماندهء طليعهى اين مقدمه بوده ( همانطور كه ابن اثير بصراحت بيان كرده است ) و شايد همين موجب اشتباه گرديده است .
( 1 ) معادل اين جمله : « و ليست الشكلى كالمستأجره » كه در متن بود ، انتخاب شد ( مترجم )
( 2 ) برخى خواستهاند بموجب حادثهى يمن - كه عبيد اللّه در برابر قواى اعزامى معاويه تاب نياورد و از يمن خارج شد - در سوابق او ترديد كنند . ولى حق اينست كه اعتراف كنيم در آن روز پادگان نظامى يمن ضعيفتر از آن بوده كه بتواند در برابر حملهى « بسر بن ارطاة » مقاومت كند . قضايائى از قبيل :