تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
هيچ نقشه‌ى ديگرى جايگزين آن نمىشد . ( 1 ) بدين ترتيب ، امام حسن با ترسيم خطمشى جنگى خود ، چهره‌ى فرمانده آگاه و چيره دستى را نشان داد كه به رموز نظامى مرسوم زمان خود به بهترين وجهى وارد و مسلط است . اقدامات بعدى وى نيز چه در انتخاب زمان مناسب و چه در انتخاب موقعيت‌ها و چه در نحوه‌ى حركت دادن سپاه ، همه دليل آن بود كه وى از فنون نظامى نيز همچون ساير موهبت‌هاى ممتازش - در سياست و اخلاص و فداكارى - بطور كامل برخوردار است . ( 2 ) حسن بن على ، نگاهى به چپ و راست افكند و بدقت در چهره‌ى سران شيعه و برگزيدگان خاندانش كه در پيرامونش مجتمع بودند نگريست ، تا از ميان آنان كسى را براى فرماندهى مقدمه‌ى سپاه - كه تصميم گرفته بود به « مسكن » اعزام دارد - انتخاب كند . سه نفر در اين ميان نظر او را جلب كردند . . . اين سه نفر كه بيش از همه در يارى او بىتابى كرده و از خود اخلاص نشان ميدادند ، عبارت بودند از : عبيد اللّه بن عباس « 1 » ،
هامش
( 1 ) ارشاد : شيخ مفيد ( ص 170 ) و شرح نهج البلاغه : ابن ابى الحديد ( ج 4 ص 14 ) و تاريخ يعقوبى ( ج 2 ص 191 ) . مورخ ديگرى نام او را « عبد اللّه بن عباس » آورده يعنى برادر عبيد اللّه و اين درست نيست . زيرا عبد اللّه در دوران خلافت حسن بن على در كوفه نبود و در مكه اقامت داشت و از آنجا نامه‌ئى متضمن صلاحديد جنگ براى امام حسن فرستاد كه عين آن نامه را در شرح نهج البلاغه ميتوان يافت ( ج 4 ص 8 - 9 ) و عبد اللّه كسى نبود كه در صورت حضور در كوفه نامش در خلال حوادث اين دوره پنهان بماند . طبرى در تاريخ مىنويسد ( ج 6 ص 81 ) : « در اين سال ( سال 40 ) عبد اللّه بن عباس - بگفته‌ى عموم اهل تاريخ - از بصره خارج شد و به مكه رفت . بعضى اين مطلب را رد كرده و پنداشته‌اند كه او همچنان تا واقعه‌ى قتل امير المؤمنين على عليه السلام از طرف او در بصره ماند و پس از