تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
پرواز مىكند » و گواهى دشمن ، بىشك صادقترين گواهيهاست . ( 1 ) خوشبينى شديدى كه همه‌ى مردم را فرا گرفته بود ، در هنگامه‌ى دعوت به جهاد ، كوفه را تكان داد و مردم دسته دسته به صفوف جنگ پيوستند . در ميان اين داوطلبان جنگ ، عناصر مختلفى نيز وجود داشتند كه پيش از آن هيچ‌كس از ايشان چنين شور و نشاطى در كارهاى شايسته و اقدامات خداپسند ، به ياد نداشت . لذا در اردوگاه امام حسن ، در كنار آن دسته ياوران با اخلاص ، توده‌ى مجهول الحالى از مردم و جماعتى از وابستگان به فاميل‌هاى سرشناس و خيل انبوهى از بدانديشان كه طرز فكرى بيگانه از طرز فكر امام حسن داشتند و اى بسا فقط بجاسوسى براى دشمن آمده بودند و بالاخره گروهى از مردم سست عنصر كه معمولا هنگامه‌ى جنگ را با گريز علاج مىكنند و اى بسا اميدى بجز گرد آوردن غنيمت ندارند ، نيز قرار گرفتند . « هيچ دسته‌ئى از آنها با فكر و رأى دسته‌ى ديگر موافق نبود ؛ با يكديگر مخالف و همه بىفكر و بىهدف » علاوه بر اينها مجادلات و مناقشات حزبى - كه بزرگترين خار راه آمادگيهاى لازم شرائط جنگ است - نيز در ميان آنان فراوان وجود داشت . ( 2 ) امام حسن از نخستين روز ، از عواقب اين ناهماهنگى اسفبار بيمناك و نامطمئن بود . و اين چيزى است كه برخى از مصادر ، صريحا بدان اشاره مىكنند . او به اين انبوه مردمى كه پيش روى او حماسه‌ى جنگ مىسرودند ،