تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
( 1 ) بنا بر اين آيا بجا نبود كه فرمانرواى كوفه ، از تنها ماندن در آخر كار بيمناك باشد و تا جائى كه ميتواند جنگ را به تأخير اندازد . ترديد نيست كه ابهام نتيجه‌ى كار ، مستلزم شكيبائى و بردبارى و مستوجب آمادگى بيشتر براى زيان‌هاى احتمالى است . ولى او اكنون كه به مبارزه دعوت شده ، شايسته است كه به ميراث پرارزشى كه از خصال پدر بزرگوارش در اختيار دارد ، بازگردد : شير را بچه همىماند به دو . . بايد اين سفارش پدر را به كار بندد كه : « هرگز كسى را به مبارزه دعوت مكن ؛ اما اگر كسى تو را به مبارزه دعوت كرد بپذير ، چه ، جنگ افروز متجاوز است . . » همچنين بايد مسئوليت شرعى حكومت بر مسلمين را در نظر گيرد . . براى رهبر و پيشوائى كه مردم سر بر اطاعت او نهاده و با او بيعت كرده‌اند ، جايز نيست كه از قانون‌شكنى آشكار و تجاوز به اسلام ( بغى ) چشم‌پوشى كند و تا سر حد امكان ، در مقابله با آن نكوشد . خداوند مىفرمايد : « با آن كس كه راه بغى مىپيمايد بجنگيد تا به امر خدا بازگردد » و رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله ميفرمايد : « هر كس با بودن پيشوا و امام ، مردم را به خود يا ديگرى دعوت كند ، مورد لعنت خداست ، او را بكشيد » . ( 2 ) و اما وسيله براى اين كار ، يعنى نيرو براى مقابله با كج‌روى . . علىرغم اوضاع غير عادى و بر خلاف قاعده‌اى كه بسيارى از خائنين كوفه بدان تمايل نشان ميدادند ، در مرزهاى تابع كوفه ، آن قدرها قواى