غير فاسق ( 1 ) كه عدل باشد
هامش
وامر به تبين در خبر فاسق از جهت غلبه ء كذب عمدى در اخبار اوست .
و اما اين كه خبر غير فاسق مقبولست بدون تبين از مفهوم آيه مستفاد نمىشود چون كه وصف براى معرف مذكور شده است نه براى عنوان .
وتعليل حكم به جهت آن است كه فاسق گاهى هم راست مىگويد .
( بلكه ) مقتضاى قوله تعالى ( أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ ) كه امر به تبين را معلل مىنمايد به اين كه ضرر رسانيده نباشيد از روى جهالت به جماعتى وپشيمان نشويد از كرده هاى خودتان .
( لزوم ) تبين است در كليه خبرها وشهادات مگر در صورتى كه اطمينان حاصل شود كه صدق وواقع است .
به سبب اين كه عدل مانع از تعمد به كذب خواهد شد نه از سهو ونسيان وخطاء در تشخيص .
لزوم قبول خبر عادل و شهادت آن را در تمام موارد بايد از ادله ء ديگر استفاده نماييم نه از مفهوم اين آيه ء شريفه .
( 1 ) غير فاسق اعم است از اين كه معلوم العدالة باشد زيرا مجهول الحال غير معلوم الفسق است و بنا به مفهوم آيه ء شريفه شهادت مجهول الحال مقبول مىباشد بدون تحقيق صدق آن ، وحال آن كه ممكن است كه مجهول الحال در واقع از مصاديق فاسق باشد نه از افراد عادل .
وعلاوه عموم علت تبين حاكم است بلزوم تبين در كليه ء اخبار خواه معلوم الفسق باشد يا مجهول الحال مگر اخبار معلوم العدالة بنا بر قول جمعى .
و بنا بتحقيق ما بايد تفحص نمود مگر در مواردى كه كه كتابا وسنة حجيت قول عدول ثابت شده است .