فسق در لغت بمعنى خروج مطلق است .
و در شرع بمعنى خروج است از طاعت خداى تعالى به ايمان .
و كلمه ء ( باء ) در قول او ( بِنَبَإٍ ) از براى تعديه است يا از براى ملابسه .
و در قول او ( فَتَبَيَّنُوا ) دو قرائتست صيغه ء امر از تبين به يا ونون بمعنى تفحص نمودن و صيغه ء امر از ثبت به ثاء وتاء بمعنى توقف و اول بمعنى ثانى نيز آمده يعنى تفحص نماييد يا توقف كنيد تا ظاهر شود كه راست است يا دروغ .
و : ( أَنْ تُصِيبُوا ) بحذف مضاف مفعول : ( فَتَبَيَّنُوا ) است يعنى ( كراهة ان تصيبوا قوما ) يعنى مكروه داشتن آن كه برسيد ومضرت شما برسد به جماعتى كه خبر فاسق در حق ايشان باشد .
وقول او ( بِجَهالَةٍ ) متعلق است به تصيبوا وباء او براى سببيت است يا از براى ملابسه وقول او ( فَتُصْبِحُوا ) بمعنى تصيرو است .
و : ( عَلى ما فَعَلْتُمْ ) متعلق است به نادمين وندم بمعنى پشيمان شدن است يعنى غمگين شدن به سبب وقوع فعلى يا ترك غير لايق .
ومخفى نماند كه تعليق تبين بر خبر فاسق كه شامل است شهادت را ( 1 ) دالست به اعتبار مفهوم شرط ( 2 ) بر آن كه شهادت
هامش
( 1 ) شمول بنبإ بر شهادت به جهت آنست كه شهادت هم اخبار از امرى است كه در ظرف خارج به ثبوت رسيده است .
( 2 ) دارا بودن شرط آيه ء شريفه بر مفهوم معلوم نيست زيرا كه مقصود عمده از آيه امر به تبين در خبر فاسق است تا اين كه در اثر كذب بودن خبر آن اصابت و ضرر رسانيدن به قومى از روى نادانى روى ندهد تا ندم وپشيمانى به جهت ترتيب اثر بدون تحقق در صحت آن حاصل نشود .