بر آن كه حد زناء محصن ومحصنه رجم است ليكن بايد دانست كه وجوب حد زنا و غير آن مطلقا مشروطست به آن كه آن زنا مثلا بر سبيل اكراه واضطرار واقع نشده باشد .
چنان كه مرويست كه زنى نزد عمر آمده وگفت كه زنا كرده ام پس بزن بر من حد خداى تعالى را عمر امر كرد به رجم او .
وامير المؤمنين عليه السّلام حاضر بود فرمود بپرس از او كه چگونه زنا كرده است چون پرسيدند گفت بسيار تشنه بودم به چشمه در آمدم كه آب خورم اعرابى ديدم نشسته آب طلبيدم ازو گفت كه آب نمىدهم مگر وقتى كه راضى شوى به من پس بيرون آمدم تا آن كه تشنگى بر من غالب شد به مثابه ء كه نزديك بود كه هلاك شوم .
هامش
فرستاده بودند و پس از فرموده ء آن حضرت كه سنگسار است انكار كردند آن حد را حضرت فرمود از عبد بن صوريا ( كه از علماء يهود بود ) سؤال كنيد پس از اقرار وى به اين كه حد زناء محصنه سنگسار است حضرت پيغمبر امر به سنگسار كرد در برابر مسجد بقيه ء آيه ء شريفه كه مصنف رحمة الله عليه نقل نفرموده اينست :
( ومَنْ يُرِدِ الله فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ الله شَيْئاً أُولئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ الله أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ ولَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ ) ( 42 )
يعنى هر كسى كه به سبب اعمال خبيثه ء آن لطف الهى در باره ء آن قطع شده و باقى ماندش را خداوند به سبب اعمال وى اراده فرموده پس آن شخص در ضلالت باقى خواهد بود و يا محمد صلَّى الله عليه وآله وسلَّم تو براى آن شخص در قبال خدا كارى نتوانى كرد اينها كسانى هستند كه به واسطه ء اعمال ناشايسته آنها خدا پاكيزگى قلبهاى آنها نخواسته است و براى آنها در دنيا ذلت مقرر گرديده و در آخرت عذاب بزرگى است .