مثل برادران وپسران عم و آن را تعصب مىنامند .
هامش
ثم قال : يا أيتها الامة المتحيرة بعد نبيها لو كنتم قدمتم من قدم الله واخّرتم من أخّر الله .
يعنى اى امت حيران وسرگردان بعد از پيغمبر خودتان اگر مقدم مىداشتيد آن كسى را كه خداوند او را مقدم داشته بود وامر ولايت ووراثت را به كسى كه خدا تعيين فرموده بود واگذار مىنموديد هر گز سهمى از فريضه هاى خداوندى زياد نمىشد .
و دو نفر در حكم خدائى اختلاف نمىكردند ونزاع از بين مىرفت . آگاه باشيد سينه ء على بن ابى طالب پر از علم فرايض ( احكام ارث ) است بموجب كتاب الهى .
بچشيد وزر ووبال عمل خودتان را كه به دستتان وقوع يافته است وبديهى است كه خدا به بندگان خود ظلم نمىكند .
5 - كافى وتهذيب واستبصار وفقيه وعلل شرايع با سندهاى معتبره از زهرى از عبيد الله بن عبد الله بن عتبه روايت كرده اند كه گفت در محضر ابن عباس سخن از مسأله ء ارث به ميان آمد .
ابن عباس گفت : سبحان الله العظيم آيا گمان مىكنيد كه خدائى كه عدد ريگ صحراى عالج را مىداند در مال ميت دو نصف و يك ثلث قرار مىدهد .
البته مىداند كه پس از اخراج دو نصف به ثلث محل نمىماند .
زفر بن اوس بصرى گفت : كدام كس در اولين وحله فرايض را زياد گردانيد بطريق عول .
ابن عباس گفت : عمر بن خطاب زمانى كه سهام ارث در نزد وى بعضى ديگر را دفع مىكرد اظهار داشت كه حالا من نمىدانم كدام يكى از صاحبان فروض مقدم از ديگرى است .