مشتمل باشد بر آن سهام .
و گاهى زايد باشد بر آن و گاهى ناقص باشد از آن .
اما آن كه مساوى باشد مثل آن كه از ميت پدر و مادر بماند و دو دختر اصل فريضه ء ايشان شش است هر يك از مادر و پدر سدسى مىبرند ودختران ثلثان و در اين قسم نزاعى نيست .
و اما آن كه زايد باشد مثل آن كه از ميت پدر و مادر بماند و دو دختر يا زوج وزوجه اصل فريضه ء ايشان بيست و چهار باشد .
زيرا كه اقل عددى كه مشتمل باشد بر سدس وثلثان وربع يا ثمن بيست و چهار است ليكن سهم زوج يا زوجه به تمام زياده مىماند .
پس مخالفان در مثل اين صورت فريضه را زياده مىكنند ومنبسط مىگردانند بر وجهى كه سهام همه وارثان حاصل شود و آن را عول خوانند يعنى زياده كردن .
پس در مثال مذكور بر تقدير زوج بيست و چهار را سى مىگردانند پدر و مادر را هشت مىدهند كه سدسان بيست و چهار است ودختران را شانزده مىدهند كه ثلثان بيست و چهار است وزوج را شش مىدهند كه ربع است مجموع سى مىشود .
هامش
چنانچه از نصوص حضرت پيغمبر و ائمه ء هدى عليهم صلوات الله مستفاد مىگردد كه حضرت يحيى عليه السلام پس از رحلت حضرت زكريا و حضرت عيسى به لباس نبوة آراسته ومبعوث گرديد .
و آن چه در زبان جمعى جارى است كه حضرت يحيى در زمان زندگانى حضرت زكريا از دنيا رفت غلط مشهور است .