زن به شوهر خود بگويد كه غسل نمىكنم به سبب جنابتى كه از تو حاصل شود مرا ودرآورم دگرى در فراش تو . حلال شود آن شوهر را كه خلع كند او را .
و بعضى گفته اند كه مراد زناست لكن منسوخ است به آيه ء وجوب حد ( 1 ) و بر هر تقدير آيه ء مذكوره دال است بر صحت خلع و مبارات ( 2 ) چنان كه معلوم شد .
هامش
( 1 ) آيه ء شريفه در دلالت ومفاد خود محكم است بدون نسخ زيرا كه آيه ء كريمه با صراحت لهجه دلالت مىكند كه حبس وامساك زوجه با ايذاء و اذيت به قصد دريافت وجهى از مهريه ء آن جايز نيست چنانچه در آيه ء ( إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ ) به اين معنى اشارتست . بلكه وظيفه ء شوهران اينست كه زنان را بوجه وطريق حسن معاشرت نگهدارند و يا بطريق احسان طلاق دهند بدون اين كه از آنها چيزى اخذ كنند ( فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ ) مگر اين كه خود زنان به اعمال قبيحه مرتكب شوند از قبيل نشوز و بد رفتارى وعدم تعفف آن وقت مىتوانند در مقابل فديه طلاق بدهند چنانچه مىفرمايد ( إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ ) چنانچه تفصيل فقه آية را در كتاب اثبات الايات مشروحا بيان كرده ايم .
( 2 ) آيه ء شريفه متضمن احكامى است بشرح زير :
1 - حرمت ارث زنان كرها چنانچه در دوره ء جاهليت مرسوم بود .
2 - حرمت ايذاء زوج زوجه ء خود را براى اخذ فديه در مقابل طلاق در صورتى كه اكراه از طرف زوج باشد و اقامه حدود هم ممكن باشد .
3 - اباحه ء اخذ فديه در صورتى كه زن با اظهار رفتار قبيح با شوهر خود تقاضاى طلاق نمايد و اقامه ء حدود هم ممكن نباشد چنانچه در آيه ء سابق مشروحا تصريح فرمود .
4 - محبوبيت حسن معاشرت با زنان خواه در امساك كردن وخواه در طلاق .
5 - كراهت زوج موجب رجحان طلاق نمىشود بخلاف كراهت زوجه 6 - رجحان طلاق در صورتى است كه خوف از عدم اقامه ء حدود محقق باشد .
7 - جواز طلاق خلعى و مبارات به شرحى است كه از آيه ء سابق مستفاد شد .